جایگاه تفسیر المیزان در جهان اسلام و ویژگیهای آن
4و همچنین کلمه میزان یا ترازو، که در اولین روزی که آن را به زبان آوردیم، طبق قرار قبلى براى این آن را وضع کردیم که شنونده از آن چیزی را بفهمد که کالا و اجناس ما به وسیله آن سنجیده مى شود، ولى امروز آلاتى درست کرده ایم که با آن حرارت و برودت را هم مى سنجیم. پس این هم میزان هست، چیزیکه هست میزان الحرارة است ، و همچنین کلمه سلاح که در روز اول چوب و چماق بود، بعدا شمشیر و گرز شد، و امروز توپ و تفنگ شده است .
پس بنابراین هر چند که مسمّاى نام ها تغییر کرده، به حدى که از اجزاء سابقش نه ذاتى مانده و نه صفاتى، و لکن نام ها همچنان باقى مانده است، و این نیست مگر به خاطر اینکه منظور روز اول ما از نام گذارى، فائده و غرضى بود که از مسمّاها عاید ما مى شد، نه شکل و صورت آنها، و مادام که آن فائده و آن غرض حاصل است، اسم هم بر آن صادق است، در نتیجه مادام که غرض سنجش، و نورگیرى، و دفاع و غیره باقى است، نام میزان، و چراغ، و اسلحه، نیز باقى است.»1
3. مشخص نمودن موارد جری و تطبیق
ديگر از مختصّات اين تفسير آن است كه موارد جَرْى و تطبيق را مشخّص و از متن مدلول مطابقى آيات جدا مىكند.2
علامه طباطبائی رضوان الله علیه در توضیح این مسئله میفرمایند:
«قرآن، از نظر انطباق مفاهیمش با مصادیق و نمونههاى خارجى و تبیین وضعیّت(هدایت یا گمراهى) آنان، گستره ویژهاى دارد؛ زیرا آیات آن منحصر به مورد نزولش نیست، بلکه در هر مورد دیگرى که ملاک و ویژگى مورد نزول را داشته باشد، جارى میشود، آیات قرآن مانند ضرب المثلها است که نخستین بار، در مورد خاصّى گفته شده ولى در هر مورد مشابه دیگرى نیز بهکار میرود. این معنا همان چیزى است که در روایات به "جرى" قرآن، نامگذارى شده است»3
- . المیزان فی تفسیر القران ص 17.
- . مهر تابان، ص 65.
- . المیزان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 67.

