
چرا امام صادق علیه السلام به کار حکومت نپرداخت؟
چرا امام صادق علیه السلام به کار حکومت نپرداخت؟
5این امر از جهت اهمیت قابل مقایسه با امر خلافت نمیباشد، و در درجۀ والایی از اهمیت قرار دارد. حضرت کاملاً خود را بر سر دو راهی مشاهده کردند: قبول خلافت و رسیدگی به امور ولایت مردم، و ردّ بیعت و رسیدگی به زنده کردن اسلام فرسوده و خراب شده. و شِقِّ دوم را انتخاب نمودند، زیرا که آن در رتبۀ اصل نبوّت رسول اکرم صلّیاللَهعلیهوآلهوسلّم، و امامت امیرالمؤمنین علیهالسلام و شهادت سیدالشهداء علیهالسلام حائز عظمت بود.
شِقِّ دوم حیات روح نبوّت و ولایت و سِرِّ شهادت را نوید میداد، گرچه مستلزم مشقّات طاقتفرسا و از دست دادن حقوق ظاهریه و امارت دنیویه بوده است. امَّا آیا میدانید: تحمَّل این گونه زحمتها و رنجها بالاخره در مسیر زحمتها و رنجهای رسول اکرم و امیرالمؤمنین است، و از دست دادن عناوین خلافت و امارت برای وی، در برابر حفظ آن امر عظیم به نظر امام حقّبین و واقعنگر ناچیز میباشد؟!
حضرت شقِّ دوم را اختیار فرمود و برای برقراری این امر گرانقدر یکسره از قبول خلافت و امارت دست شست، و از نزدیکی به دستگاه فرماندهی هم به شدّت تَأبِّی نمود، و چنان از حکومت و امارت بیرون رفت که گویی أبداً چنین لغتی در قاموس وجود او نیامده است و خداوند به وی شأنیت آن مقام را هم عطا نفرموده است تا عندالمصلحه به فعلیت برساند. باغی در مدینه داشت واسع برای پذیرایی وفود و واردین و محلّ تدریس جالسین و اهل سؤال که از نواحی متفاوته به محضر أنورش حضور مییافتهاند. و شباروز خود را برای مسائل علمی و مباحثات علمی و مناظرات علمی و همه گونه تحقیقات علمی وقف فرمود تا بتواند از عهدۀ أعْباء مسئولیت عظیم و ارائۀ دین راستین برآید، و آبشخواری به سوی شریعۀ ماء فرات و گوارای فهم آیات قرآنیه و سنَّت نبویه در پیشراه مردم گمگشته قرار دهد. این آبشخوار عبارت است از مذهب جعفری، سلام اللَه علی موجده و الذَّاهب إلیه.
