اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

چرا امام صادق علیه السلام به کار حکومت نپرداخت؟

81

چرا امام صادق علیه السلام به کار حکومت نپرداخت؟

6
  • به‌ قدری‌ این‌ عمل‌، مهم‌ و خطیر و دارای‌ جوانب‌ و اطراف‌ به‌ نظر آمد که‌ حضرت‌ در مدت‌ سی‌ سال‌ تمام‌ غیر از اوقاتی‌ که‌ به‌ عراق‌ آمده‌اند بدان‌ اشتغال‌ داشته‌اند، مضافاً به‌ آنکه‌ در مدّت‌ سفرهای‌ خارج‌ از مدینه‌ نیز اشتغالات‌ علمی‌ حضرت‌ بر همان‌ اساس‌ بوده‌ است‌.

  • با تربیت‌ چهار هزار شاگرد در فنون‌ مختلفه‌، و نگاشته‌ شدن‌ چهارصد تألیف‌ از چهارصد مولِّف‌ در اصول‌ مختلفه‌، و با بیان‌ شرح‌ و تفصیل‌ و تفسیر، و بیان‌ تأویل‌ حقایق‌ آیات‌ و واقعیت‌ سنَّت‌، حضرت‌ صادق‌ علیه‌السلام به‌ منظور خویشتن‌ نائل‌ گشت‌. با إرائۀ احکام‌ مستدلّ و قوانین‌ صحیحه‌، راه‌ جور و اعتساف‌ دربار خلفا و درباریانشان‌ را مسدود فرمود. و با فلسفۀ الهیه‌ و حکمت‌ عالیه‌ و عرفان‌ به‌ عوالم‌ غیب‌ و تجرّد، راه‌ مردم‌ چشم‌ بسته‌ و گوش‌ بسته‌ و مُهر بر دل‌ نهاده‌ را به‌ سوی‌ آسمان‌های‌ ملکوت‌ باز کرد. و راه‌ عبودیت‌ را در برابر ربوبیت‌ حضرت‌ حقّ عزّ اسمه‌ نشان‌ داد، و مردم‌ پس‌ از دوران‌ رسول‌ خدا و آن‌ اصحاب‌ بیدار دل‌ و شب‌زنده‌دارش‌ الآن‌ به‌ صفوف‌ عابدان‌ در شب‌ و عالمان‌ در روز پیوسته‌اند، و پس‌ از ایام‌ امیرالمؤمنین‌ اینک‌ با امثال‌ اصحاب‌ زاهد و عابد و ناسک‌ و سالک‌ و عارف‌ وی‌ همچون‌ عثمان‌ بن‌ مظعون‌ و ابن‌ التَّیهان‌ برخورد می‌کنند.

  • اینجاست‌ که‌ بدون‌ اختیار لسان‌ برای‌ درود به‌ آن‌ حضرت‌ به‌ حرکت‌ آمده‌ توأماً با قلب‌ و فکر، هم‌ زمزمه‌ و بدین‌ ترانه‌ مترنّم‌ می‌باشد که‌: ﴿وَسَلَٰمٌ عَلَيۡهِ يَوۡمَ وُلِدَ وَيَوۡمَ يَمُوتُ وَيَوۡمَ يُبۡعَثُ حَيّٗا﴾

  • «مقام‌ سلام‌ و امن‌ خداوندی‌ برای‌ اوست‌ در روزی‌ که‌ پا به‌ جهان‌ گذارد، و در روزی‌ که‌ رخت‌ از این‌ جهان‌ برمی‌بندد، و در روزی‌ که‌ زنده‌ در پیشگاه‌ خداوندی‌ مبعوث‌ می‌گردد.»

  • حضرت‌ به‌ قدری‌ در حفظ‌ اوقات‌ خویشتن‌، و وظیفۀ هر شاگرد را به‌ قدر وسع‌ و استعدادش‌ از علوم‌ دادن‌، و در خود نباختگی‌ و بدون‌ جهت‌ خود را به‌ زندان‌ و تبعید و قتل‌ و زجر نیفکندن‌، اصرار داشت‌ که‌ معلوم‌ می‌شود: تمام‌ این‌ جهات‌ برای‌ حفظ‌ عمر و تأمین‌ قوا و عِدَّه‌ و عُدَّه‌ به‌ جهت‌ وصول‌ بدان‌ غایت‌ عالی‌ بوده‌ است‌. زیرا معلوم‌ است‌: اگر در این‌ میان‌ کشته‌ می‌شد، و یا اموال‌ او را تاراج‌ می‌نمودند، و یا محل‌ تدریس‌ او را می‌ربودند، دیگر سلسلۀ تعلیم‌ و به‌ دنبالش‌ داستان‌ احیاء دین‌ منقطع‌ می‌گشت‌. با وجود آنکه‌ یکبار خانه‌اش‌ را آتش‌ زدند، و اموالش‌ را ربودند، و بالاخره‌ خودش‌ را با سمّ کشتند. درست‌ به‌ مثابۀ سیدالشهداء علیه‌السلام که‌ برای‌ اجرای‌ آن‌ امریۀ مهمّه‌ چقدر حفظ‌ قوا و استعداد می‌نمود! اصحاب‌ و أرحام‌ و اولاد خود را یکایک‌ به‌ نوبه‌ می‌فرستاد، و به‌ عالی‌ترین‌ طریقی‌ شهید می‌گردیدند، و خودش‌ تا عصر روز عاشورا در دفاع‌ از حریم‌ اسلام‌ زنده‌ بماند، و تا آخرین‌ رمق‌ حیاتی‌ خود را نگه‌ داشت‌، و قطرات‌ خون‌ را به‌ هدر نمی‌داد. وگرنه‌ برای‌ وی‌ که‌ کشته‌ شدن‌ امری‌ حتمی‌ بود، ممکن‌ بود با یک‌ یورش‌ در اوَّل‌ صبح‌، و یا در شب‌ عاشورا کشته‌ گردد و خلاص‌ شود. سخن‌ در خلاص‌ شدن‌ و راحت‌ شدن‌ نیست‌. سخن‌ در زنده‌ ماندن‌، و تا آخرین‌ قوّه‌ و قدرت‌ را در دفاع‌ از حریم‌ إعمال‌ نمودن‌ می‌باشد.

/