
شهادت امیرالمومنین علیه السلام و وقائع مرتبط با آن
شهادت امیرالمومنین علیه السلام و وقائع مرتبط با آن
15میدانیم كه كارهای أمیرالمؤمنین علیه السّلام برمحور تشفّی خاطرِ شهوی یا غضبی، و یا بر اساس حسد و كینه و طمع و بخل دور نمیزده است، بلكه تمام افعال آن امامِ راستین طبق عدل و تقوی و طهارت باطن بوده است و بلكه بهترین و عالیترین نمونۀ كتاب الهی و معلّم بشریت است.
جائی كه در قرآن كریم وارد است:
﴿وَ إِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَ لَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيرٌ لِلصَّـٰبِرِينَ﴾. 1
«اگر بخواهید پاداش عقوبتی را كه بر شما وارد شده است بدهید، پس به همان مقدار و همان كیفیتی كه عقوبت شدهاید پاداش دهید. و اگر صبر كنید و از گناه عقوبت كننده درگذرید، هر آینه این صبر برای شكیبایان مورد پسند و اختیار است!»
بنابراین، أمیرالمؤمنین كه امیر و پیشوای مؤمنان است، خود در عمل بدین آیۀ مباركه یگانه اُلگو و نمونۀ بارز و برنامۀ راستین است. 2
علّت عدم عفو حضرت مجتبی علیهالسلام قاتل أمیرالمؤمنین را
و امّا عدم عفو حضرت مجتبی به علّت عدم مساعدت جوّ و منطقۀ اسلام در آن روز بوده است. چون با وجود توطئههای معاویه، و تمرّد اهالی كوفه از ادامۀ جنگ، و اضطراب و تشویش دولت و حكومت اسلام؛ عفو عبدالرّحمن بن ملجم دلیل بر شكست و ضعف دولت حضرت مجتبی محسوب میشد، فلذا حضرت بر اساس مصلحت عامّۀ مسلمانان قصاص را مقدّم داشتند.
میل أمیرالمؤمنین علیه السّلام به عفو بر اساس كرامت نفس و گذشت شخصی خود بوده، و قصاص حضرت مجتبی بر اساس صلاح عامّه و حفظ دولت اسلام بوده است.
این است كه عامّۀ مسلمین در مرگ آن حضرت در سوگ نشستند، چون چنین امام متحقّق به حقّ و عادلی را از دست دادند، و این مصیبت تمام شهر مكه و مدینه و خانههای آنجا را گرفت.
أمیرالمؤمنین علیه السّلام در شب ضربت خوردن، رؤیا و خواب مُوحش و مُدهش خود را برای امام حسن علیه السّلام نقل كردند و فرمودند: من دیدم مثل اینكه جبرائیل علیه السّلام از آسمان نزول كرد و بر روی كوه أبوقبیس قرار گرفت، و از آن كوه دوپاره سنگ برداشت و آنها را در كعبه آورد، و بر بام كعبه رها كرد و آن دو سنگ را چنان به هم كوفت كه مانند خاكستر نرم شد، و آن گردها را به باد داد، و هیچ خانهای در مكه و در مدینه نماند مگر آنكه در آن از آن گرد و خاكستر داخل شد.
- آیۀ ١٢٦، از سورۀ ١٦: النّحل
- در جائی كه ابن عبّاس از رسول اللَه صلّی اللَه علیه وآله وسلّم روایت میكند كه فرمود: ما أنْزَلَ اللَه ءَایةً فِیها «یـٰٓأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا» إلاّ وَ عَلی رَأْسُها وَ أمیرُها. «هیچ آیهای از قرآن كریم نیامده است كه در آن یـأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا باشد، مگر آنكه علی رأس آن و امیر آنست.» یعنی أمیرالمؤمنین بر تمام مؤمنان در خطابات و تكالیف وارده نسبت به آنان ریاست و امارت دارد. و این ریاست عنوان اعتباری نیست، بلكه بر اساس ملكات شریفۀ موجوده در نفس آن حضرت است، بنابراین در این مفاد آیۀ شریفۀ وَ إِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ نیز امیر مؤمنان ریاست و امارت دارد. یعنی در تحقّق به این مقام امیر عفوكنندگان و صبركنندگان است؛ و گرنه اگر ایشان عفو را مقدّم نمیداشتند و بتّاً حكم به قصاص مینمودند، اگر از زمان رسول خدا تا روز قیامت یك فرد از افراد امّت پیدا میشد كه در چنین موقعیتی عفو را مقدّم دارد، تحقیقاً در عمل به این آیه و انجام این تكلیف، او امام، و أمیرالمؤمنین مأموم قرار میگرفت و چنین نیست.
روایت وارده از ابن عبّاس را در «حلیة الاولیآء» ج ١، ص ٦٤؛ و در «مطالب السَّـؤول» طبع سنگی، ص ٢١ از «حلیة الاولیآء»؛ و در «ینابیع المودّة» باب ٥٦، ص ٢١٢ آوردهاند.
