
فضائل و شهادت حضرت على اكبر عليه السّلام
فضائل و شهادت حضرت على اكبر عليه السّلام
7مىبرد فَقَطَّعُوهُ بِسُیوفِهِمْ إرْباً إرْباً. فَلَمَّا بَلَغَتِ الرُّوحُ التَّرَاقِىَ، قَالَ رَافِعاً صَوْتَهُ: یا أبَتَاهْ! هَذَا جَدّى رَسُولُ اللَه صلى اللَه علیه و آله و سلم قَدْ سَقَانِى بِکأسِهِ الاوْفَى شَرْبَةً لَا أظْمَأُ بَعْدَهَا أبَداً وَ هُوَ یقُولُ: الْعَجَلَ! الْعَجَلَ! فَإنَّ لَک کأساً مَذْخُورَةً حَتَّى تَشْرَبَهَا السّاعَةَ!
«چون روح به ترقوه على رسید با صداى بلند گفت: اى پدر جان! اینک جدّم رسول اللَه است ........ و مىگوید: بشتاب! بشتاب! زیرا براى تو هم کاسه شرابى ذخیره شده است تا در این ساعت آن را بیاشامى ».
سوى لشگرگه دشمن شدى تَفْت *** ندانم که کرا برد و کجا رفت همى دانم که جسم جان جانان *** مُقَطَّع گشت چون آیات قرآن چو رفت از دست شاه عشق دلبند *** دوان شد از پى گم گشته فرزند صف دشمن دریدى از چپ و راست *** نواى الحذر از نینوا خاست عقابى دید ناگه پر شکسته *** على افتاده زین از هم گسسته سرى بى افسر و فرقى دریده *** به جانان بسته جان، از خود بریده فرود آمد ز زین آن با جلالت *** چو پیغمبر ز معراج رسالت بگفت با آن چکیده جان عشقش *** پس از تو خاک بر دنیا و عیشش حمید بن مسلم گوید: گوشهاى من در آن روز با حسین علیه السّلام بود که مىگفت: قَتَلَ اللَه قَوْماً قَتَلُوک یا بُنَىَّ! مَا أجْرَأهُمْ عَلَى الرَّحْمَنِ وَ عَلَى انْتِهَاک حُرْمَةِ الرَّسُولِ. وَ انْهَمَلَتْ عَینَاهُ بِالدُّمُوعِ ثُمَّ قَالَ: عَلَى الدُّنْیا بَعْدَک الْعَفَا!1
«بکشد خداوند گروهى را که تو را کشتند! اى نور دیده، پسرک من! چقدر جرأتشان بر خداوند رحمن و بر پاره کردن پردههاى حرمت رسول او شدید است؟! در این حال دو چشمان حضرت از سرشک سرازیر شد، و پس از آن گفت: بعد از تو خاک بر سر دنیا و زندگانى دنیا »!
چو رفت از دست شاه عشق پیوند *** روان شد از پى گم گشته فرزند توانائى شدش از تن، ز سر هوش *** گرفت آن پیکر خونین در آغوش - «نفس المهموم» ص ١٨٩ تا ص ١٩١ و «دمع السّجوم» ص ١٦١ تا ص ١٦٣.
