
لزوم احترام وبزرگداشت والدین 1
لزوم احترام وبزرگداشت والدین 1
4انسان بواسطۀ تحمّل مشاقّ آنها، از هواي نفس پاك ميشود، و در اثر صبر بر ناملايمات، اجر جزيل مييابد؛ و سعۀ روحي پيدا ميكند و پدر و مادرش از وي خشنود و راضي بوده؛ دربارۀ او دعاي خير ميكنند. و اين اجتماع منزلي مركّب از فرزندان و پدر و مادر، يك كانون محبّت و صميميّت ميگردد. فرزند در خدمت آنهاست؛ و آنها دوستدار و دعاگوي فرزند؛ تا رفته رفته عمر آنان به سرآيد و با إعزاز احترام، و دعا و طلب غفران آنها را به خاك بسپارند؛ و چند صباحي ديگر زيست نمود، تا خودشان پدر و مادر شوند؛ و پير و فرتوت گردند؛ و همان معاملهاي را كه با پدر و مادر كرده؛ دربارۀ ايشان نيز بنمايند.
بکاشتند و بخوردیم و کاریم و خورند *** چو نیک بنگری همه برزیگران یکدیگریم قياس تعليمات قرآن با تمدّن بي مايۀ شرق و غرب ناشي از كفر
امّا فرهنگ ضالّه، و تمدن غرب و شرقي، كه براي انسان شخصيّتي و أصالتي قائل نيست؛ و فقط انسان را وسيلۀ كار ميداند و ابزار و آلات حصول مقاصد مادّي، و درآمد اقتصادي قرار ميدهد، تا هنگاميكه از پدر و مادر كاري ساخته است، و منفعت مادّي تراوش ميكند، براي آنها در اجتماع منزلتي قائلاند، ولي همينكه از كار افتادند، و مريض شدند، و يا در اثر ضعف پيري و فتور و سستي ناشي از كهولت و دوران شيخوخيّت نتوانستند بهرهاي بدهند؛ و نتوانستند خود به خود كارهاي شخصي خود را انجام دهند، در اينجا در جامعه، و در نزد قانون، و در نزد عرف و مردم قيمتي ندارند؛ و بطور كلّي فاقد الاعتبار و مسلوب المقدار ميشوند.
فرزندان با بيمارستان خاصّي زدو بند نموده، و چشمان و كلّيۀ آنها را از پيش فروش نمودهاند؛ تا در حال جان كندن چشمها را با كارد و چاقو بيرون كشند، شكمش را دريده و كليّه و قلب را بيرون آورند، و بدن مُثله شده و پاره شدۀ او را حكومت وقت ـ آن هم نه خود آنها ـ دفن كنند!
