مرجعیّت در فرهنگ شیعه
7فرق بین مرجعیّت و اجتهاد در فرهنگ شیعه
فرق بین مرجعیّت و اجتهاد در این است که: مرجع، اعلان و اعلام فتوا میکند و مردم را به سمت آرا و فتاوای خود دعوت مینماید، و با طبع و انتشار رساله رسماً دیدگاه خویش را در مسائل شخصی و اجتماعی در معرض و مرأیٰ قرار میدهد، و آن را منجّز میشمارد و مبرّی ذمّه تلقّی میکند و موجب فلاح و نجات در دنیا و آخرت مینمایاند، و خود عهدهدار مسئولیّت عمل به رساله عملیّه میشود.
امّا در اجتهاد مسأله اینطور نیست؛ شخص مجتهد به دنبال استنباط تکلیف و حکم الهی به ادلّه و مدارک آن مراجعه میکند، و حکم خدا را به میزان سعۀ فهم و ادراکات خویش استخراج مینماید و بدان پایبند میشود، خواه کسی به او مراجعه بکند یا نکند، خواه مردم از او تقلید بکنند یا نکنند، او کاری به مردم و تقلید آنها ندارد؛ گرچه اگر فردی مسألهای را از او سؤال کرد، جایز نیست رأی و فتوای غیر خودش را به او بگوید و او را به غیر خودش ارجاع دهد، که این بیان و ارجاع، منافات با اصل اجتهاد و استنباط او خواهد داشت.
مرجعیّت فقط متصدّی بیان احکام ضروری و بدیهی دین همچون وجوب نمازهای پنجگانه و خمس و زکات و حجّ نیست، که این مسائل حتّی نیاز به تقلید ندارد، و هر فرد، حتّی بدون رجوع به مجتهد و مرجع میتواند بدانها عمل نماید؛ بلکه مرجعیّت بیان جزئیّات احکام و تبیین مصادیق کبرای حکم و خصوصیّات آن است. مرجعیّت بیان راهکارها و اظهار عینی و خارجی تکالیف و تعیین مصداق امور است. و این یعنی پذیرش مسئولیّت رفتار و گفتار خود در پیامدها و حوادث جامعه و اشخاص.
ذکر نمونهای برای حکم خلاف و پیامدها و حوادث مترتّب بر آن
حال یکی از نمونههای این تناقض و تضادّ و پیامدهای ناگوار را ذکر میکنیم تا خوانندگان محترم متوجّه اهمّیت و خطیر بودن این مسئولیّت فوقالعاده سنگین و کمرشکن بگردند، و به گرد این تعهّد و التزام نروند و گردن خود را جِسر و گذرگاه عبور اشخاص نگردانند و عواقب این مسئولیّت را متذکّر شوند و به هوش باشند.

