
مقام امیرالمؤمنین و کیفیت ولادت آن حضرت در خانه کعبه
مقام امیرالمؤمنین و کیفیت ولادت آن حضرت در خانه کعبه
5حاکم نیشابورى گوید: لَم یولَد فِى جَوفِ الکعبَةِ قَبلَ عَلِىٍّ وَ لَا بَعدَهُ مَولُودٌ سِوَاهُ إکراماً لَهُ وَ إجلا لًا لِمَحَلِّهِ در جوف خانه کعبه هیچ مولودى غیر از علىّ متولد نشد، نه قبل از علىّ و نه بعد از علىّ، و این بجهت اکرام و عنایتى است که خدا به او داشته و بعلّت جلال و عظمتى است که در مقام او مرعى داشته است
و نیز ابن صباغ مالکى گوید: وُلدَ عَلِىٌّ علیه السلام بِمَکةَ المُشَرَّفَةِ بِدَاخِلِ البَیتِ الحَرامِ فِى یومِ الجُمُعَةِ الثّالِثِ عشَرَ مِن شَهرِ اللَه الأصَمِّ، رَجَبِ الفَردِ سَنَةَ ثَلاثِینَ مِن عَامِ الفِیلِ، قَبلَ الهِجرَةِ بِثَلاثٍ وَ عِشرَینَ سَنَةً، وَ قِیلَ بِخَمسٍ وَ عِشرِینَ، وَ قَبلَ البَعثِ بِاثنَتَى عَشرَةِ سَنَةً، وَ قِیلَ بِعشرِ سِنِین، وَ لَم یولَد فِى البَیت الحَرامِ، قَبلَهُ احَدٌ سِواهُ، وَ هِىَ فَضِیلَةٌ خَصَّهُ اللَه تَعالىَ بِهَا اجلَالًا لَه وَ اعلَائاً لِمَرتَبَتِهِ وَ اظهَاراً لِتَکرِمَتهِ، وَ کانَ عَلِىٌّ هاشمیاً مِن هَاشِمیینِ وَ اوَّلُ مَن وَلّدَهُ هَاشِمٌ مَرَّتَینِ.1
على علیه السلام در جوف خانه خدا، و داخل بیت اللَه الحرام در مکه مکرمه متولد شد، در روز جمعه سیزدهم ماه رجب سى سال قبل از عام الفیل، و قبل از بعثت رسول خدا به ده سال، و قبل از هجرت رسول خدا به بیست و سه سال.
متولد نشده است کسى قبل از على در خانه خدا، و این فضیلتى که خداوند آن حضرت را بدو اختصاص داده است بجهة جلال و عظمت مرتبه و بلندى و رفعت مقام، و نشان دادن شان و قدر آنحضرت است و على اولین هاشمى است که از دو هاشمى متولد شده است2 چون مادر او پدر او هر دو هاشمى بوده و قبل از او و برادرانش چنین هاشمى پا بعرصه وجود نگذاشت.3
کیفیت ولادت أمیر المؤمنین در کعبه
اما در کیفیت ولادتش وارد است که چون دردِ زائیدن، مادرش فاطمه را گرفت، فاطمه بخانه خدا پناه آورده، با ابتهال پردههاى خانه را گرفت، و تقاضاى سهولت زائیدن نمود، و نظرى به آسمان افکند و گفت:
- فصول المهمه ص ١٢ و نیز ابن اثیر در «اسد الغابة» ج ٤ ص ١٦ گفته است که و هو اول هاشمى ولد بین هاشمیین.
- علی امیرالمومنین علیه السلام اول هاشمى متولد از هاشمین نیستند چون برادر بزرگترشان داراى این صفت بود لذا در ترجمه اصلاح شده است.
- در کتاب الغدیر ج ٦ از ص ٢١ تا ص ٣٨ روایات وارده در ولادت حضرت را در جوف کعبه با مدارک آنها و نام علمائى را از اهل تسنن که آنها را در کتب خود ضبط نموده اند و شعرائى که در این باره قصائدى سروده اند با شعر آنان ذکر نموده است.
آیة اللَه حاج شیخ محمّد حسین آل کاشف الغطاء (ره) در کتاب «جنّة المأوى» ص ١٢١ تا ص ١٢٤ در ضمن خطبهاى که در شب میلاد أمیر المؤمنین علیه السّلام در حسینیه محلّد باب السّیف بغداد ایراد کرده است، گوید:
ما قدرت نداریم در این مقام مقدار مختصرى از فضائل این امام عظیم را بیاوریم تا چه رسد به بسیارى از آن. کیست که توان آنرا داشته باشد تا ستارگان آسمان مناقبش را بشمارد؛ از شجاعتش، از بلاغتش، از زهدش، از سابقهاش در اسلام، که همه آنها کلمات اللَه میباشند.
وَ لَوْ أَنَّمَا فِى الأرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلمٌ وَ الْبَحْرُ یمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ کلِمتُ اللَه. (١) قُل لَوْ کانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِکلِمتِ رَبِّى لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ کلِمتُ رَبِّى.
و علیهذا مناسب با مقام اینستکه تعرّض به ولادت او در این لیله مبارکه گردد. و ما فقط متعرّض یک شأن از شؤون ولادت امام سلام اللَه علیه مىشویم، و آن ولادتش در کعبه بنا بر اشهر روایات است. و شاید غیر این روایات، از دسّ و تزویر نواصب باشد؛ آنانکه میخواهند نور خورشید را با دستهایشان بپوشانند.
ولادت او در کعبه داستانى است که کتابها از آن سرشار است، و شعراء از قدیم الایام تا زمان اخیر راجع به آن شعر سرودهاند. و آخرین آنها عبد الباقى عمرىّ شاعر شهیر است که در ابتداى قصیدهاش گوید:
أنتَ العلىُّ الّذى فوقَ العُلَى..** رُفِعا ببَطنِ مکةَ وَسْطَ البَیتِ قد وُضِعا
و این منقبتى است که کسى در تمام جهان اسلام با وى شرکت ندارد.
چنین ذکر نمودهاند که: چون درد مخاض و زایمان بر مریم احاطه کرد، در هنگامیکه میخواست عیسى علیه السّلام را بزاید، به بیت المقدس پناه آورد تا آنجا را محلّ و مأواى ولادت او قرار دهد؛ ندا رسید: اى مریم، خارج شو! فَهذا بَیتُ العِبادَةِ لا بَیتُ الوِلادَةِ. امّا فاطمه بنت أسد چون در خود احساس درد زایمان نمود و در کعبه بود، درها بسته شد و قدرت بر خروج نداشت تا علىّ سلام اللَه علیه را زائید.
و شاید در این حادثه غریبه أسرار و رموزى باشد که أجلّ و أجلاى آن این باشد که خداوند سبحانه میگوید: اى کعبه، من به زودى تو را به وسیله این متولّد شده در درون تو، از رجس و پلیدى أوثان و بتها و از أنصاب و أزلام طاهر و پاک میگردانم. و همینطور هم واقع شد، زیرا رسول خدا صلّى اللَه علیه وآله در سال فتح مکه (عام الفتح) داخل کعبه شد در حالیکه بتها بر دیوارهاى آن آویزان بودند، و هر قبیلهاى از قبائل عرب بت مخصوصى داشت. پس علىّ علیه السّلام را بر شانهاش بالا برد، و على بر روى دوش رسول اللَه همه را خرد نموده و مىشکست و به روى زمین پرتاب مىکرد؛ و پیامبر خدا صلّى اللَه علیه و آله این جمله را مىگفت: جَآءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبطِلُ إِنَّ الْبطِلَ کانَ زَهُوقًا.
و شافعى این فضیلت را در ابیاتى که منسوب به اوست درباره علىّ به نظم در آورده، و در آخرش میگوید:
و علىٌّ واضعٌ أقْدامَهُ ** فِى محلٍّ وَضَعَ اللَه یدَهْ
چرا که پیامبر صلّى اللَه علیه وآله، از معراج که سخن مىگفت مىفرمود: إنَّ اللَه عَزَّ شَأْنُهُ وَضَعَ یدَهُ عَلَى کتِفى حَتَّى أحْسَسْتُ بَرْدَها عَلَى کبِدى.
و در ولادت علىّ علیه السّلام در کعبه، رمزى دیگر است که شاید دقیقتر و عمیقتر باشد، و آن اینستکه: حقیقت توجّه به سوى کعبه توجّه به این نورى است که در آن متولّد شده است. زیرا اگر فرض کنیم مقصود از توجّه به کعبه صِرف توجّه به این ساختمان و این سنگها باشد، این نیز نوعى از پرستش اصنام و عبادت بتها است معاذ اللَه ولیکن تناسب حکم میکند که بدن انسان که خاک است متوجّه کعبه خاکى شود، و روح انسان که جوهرى است مجرّد متوجّه به سوى آن نور مجرّد گردد؛ و هر جنسى به جنس خود ملحق مىشود: نور براى نور، و خاک براى خاک.
