
قصیده معروف فرزدق در مدح امام سجاد علیه السلام
قصیده معروف فرزدق در مدح امام سجاد علیه السلام
7٢٣- تابش شمس فروزان وجود او به احسان و عنایت، همه را فرا گرفته، و بدین جهت از خلایق، ضلالت و گمراهی، فقر و پریشانی، و ظلم و بیدادگری وارد به بیچارگان (یا تاریکیها) زدوده شده و از میان برافتاده است.
٢٤- هر دو دستش همچون بارانهای پرآب و سرشار است که ثمره و نفعش همگان را شامل میگردد. این دو دست پیوسته از آب زلال رحمت الهی تقاطر میکنند و هیچ گاه دستخوش کمی و کاستی و فقدان واقع نمیشوند.
٢٥- خُلْق و خویش، نرم و ملایم است به طوری که أبداً مردم از شدّت خشم و حِدَّت غضبش هراس ندارند، و دو خصلت حِلم و کرمش زینت بخش صفات علیا و اخلاق حمیدۀ او هستند.
٢٦- خُلف وعده نمیکند، و باطن و طبیعتش سرشته با خیر و برکت و یمن و رحمت است. درِ خانهاش برای پذیرائی واردین و وافِدین پیوسته گشوده است. وی شخصیتی است عاقل، و در برابر شدائد و مشکلاتی که به وی روی میآورد با عقل و درایت چاره سازی مینماید.
٢٧- او از گروهی میباشد که محبّت بدانها دین است، و عداوتشان کفر است، و نزدیک شدن به آنها نجات از هلاکت ها و اعتصام و پناه از گزندها و مصائب و آفات است.
٢٨- گرفتاری ها و فتنه ها و گزند ها به واسطۀ محبّتشان دفع میشود، و همین محبّت موجب مزید احسان و نعمت میگردد.
٢٩- نام ایشان بعد از نام خدا در هر نماز واجب و فریضه ای واجب است، و در پایان سخن ها و خطبه ها و کتاب ها و قصائد، بردن اسم ایشان ختم کننده و پایان دهندۀ گفتار میباشد.
٣٠- اگر وقتی اهل تقوی را به شمار آورند آنان امامان و پیشوایانشان میباشند، و اگر از بهترین مردم روی زمین سخن به میان آورند باز هم آنان امامان و نامبرده شدگان هستند.
٣١- هیچ اسب یکهتازِ تندروِ میدان فضیلت و مَجْد و عُلُوّ رتبت را توان آن نمیباشد که به آخرین مرحلۀ سیر آنها خود را برساند، و هیچ قومی نمیتوانند خود را بدانها نزدیک کنند، و یا لاأقلّ همسایه و همجوارشان گردند، گرچه آن قوم، قومی بزرگوار و صاحب مجد و کرامت باشند.
