
بخشهایی از زندگانی پر برکت حضرت صدّیقۀ طاهره سلام اللَه علیها و اصل تولّی و تبرّی
بخشهایی از زندگانی پر برکت حضرت صدّیقۀ طاهره سلام اللَه علیها و اصل تولّی و تبرّی
10حال که این مقدّمه واضح شد می گوئیم : اگر کسى محبّت به شخص ستمگر و ظالمى داشته باشد گرچه او خود نیز مایل به ستم و تجاوز نباشد، ولى خود به خود روحیۀ ظالمانه در او پیدا مىشود. و اگر کسى محبّت به شخص عادل و منظّم و مستقیمى داشته باشد که طهارت و تقوى در روح او مُهر خورده و به باطن او سرایت کرده است، خود به خود داراى صفت عدالت و استقامت و طهارت خواهد شد.
اکتساب صفات الهی بدون تحصیل محبت خداوند متعال محال است
بنابراین بر أفرادى که طالب راه خدا هستند لازم و حتم است که خود را به صفات خدا درآورند و این معنى بدون تحصیل محبّت خداوند محال است؛ یعنى اگر کسى در تمام عمر به کارهاى خیر مشغول باشد و از بدىها اجتناب کند، ولى محبّت خدا را در دل نپروریده باشد، جان او از صفا و وفا کاملًا تهى بوده و مانند قبرى است که روى آنرا با نقش و نگار زینت نموده باشند.
جان و حقیقت انسان همان قوّۀ جاذبه و کشش روحى اوست و گرنه با دیوار ساکن و قبر خراب چه تفاوتى دارد. عمل صالح که از جان زنده و روح صفا و محبّت بر نخیزد چون گوشوار و دستبندی است که در دست مرده و در گوش او آویزند. ولى اگر با محبّت توأم شد، مانند زینتى که به انسان زنده آرایش دهند، موجب کمال و مزیت او خواهد بود.
محبّ خدا بواسطۀ أعمال نیک، دائماً محبّت خدا را در دل خود شدید می کند و با مخالفت هواى نفس و موافقت رضاى محبوب عشق خدا را در دل زیاده می گرداند، تا به حدّى که مورد رضاى او واقع شده، از هواى خود بیرون آمده، به هواى دوست زنده است. در این حال خدا در وجود او حکومت می کند، تمام أعمال و رفتارش خود به خود به اراده خدا خواهد شد؛ کأنّه از خود خالى گردیده و از خدا سرشار است. از حرکت به خود دست کشیده و به حرکت خدا متحرّک است.
