عارف بلندپایه و حکیم بی بدیل حضرت علامه آیة اللَه حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی قدّس اللَه سرّه در سخنرانی های خویش که برای مردم بیان می کردند گاه دقیقترین معانی غامض حکمت و عرفان را به بیانی ساده و روان مطرح می نمودند، باشد که ناآشنایان به اصطلاحاتِ سنگین و فنی نیز با این حقایق آشنا شوند. در ذیل یکی از بیانات ایشان در خصوص مسئله خطیرِ خیر و شر تقدیم طالبان معارف و پویندگان حقیقت میگردد.
تحلیل معنای خیر و شر به بیانی روان و شیوا
27بار پروردگار من! قوّۀ تو شدیدتر، و شدّت انتقام تو تیزتر و برّندهتر است.
أمیر المؤمنین علیه السلام به فاطمه علیها السلام پاسخ داد:
لَا وَیلَ لَک! بَلِ الوَیلُ لِشَانِئِک، نَهنِهِى عَن عِربِک! یا بِنتَ الصَّفوَةِ، وَ بَقِیةَ النُّبُوَةِ.
مَا وَنَیتُ فِى دِینِى، وَ لَا أخطَاءتُ مَقدوُرِى فَان کنتِ تُرِیدینَ البُلغَةَ فَرِزقُک مَضمُونٌ وَ کفیلُک مَأمونٌ وَ مَا اعِدَّ لَک خَیرٌ مِمَّا قُطِعَ عَنک، فَاحتَسِبىِ! فَقَالَت: حَسبِىَ اللَه وَ نَعِمَ الوَکیلُ 1
ویل و واى براى تو مباد، بلکه براى دشمنان تو باد! مرا از اینگونه خطاب بازدار اى دختر برگزیدۀ مخلوقات، و اى یادگار مقام نبوت.
من در کار خود سستى نکردهام، و از آنچه در توان و نیروى من بود کوتاهى نورزیدم! اگر تو معاشى و روزى مىخواهى؟ بدان که خداوند ضامن و کفیل است، و آنچه را براى تو مهیا نموده بهتر است از آنچه از دست تو رفته است! خدا را کافى بدان و بدو پناه بر! فاطمه سلام اللَه علیها گفت: خدا براى من کافى است و او بهترین وکیل است ابن ابى الحدید گوید: وَ قَد رُوى عنه علیه السلام انَّ فاطمةَ عَلَیها السَّلامُ حَرَّضَتهُ یوماً عَلى النُّهُوضِ وَ الوُثوبِ، فَسَمِعَ، صَوتَ المُؤَذِّنِ: أشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللَه.
فَقالَ لها: أ یسُرُّک زَوَالُ هذَا النّداء مِنَ الارضِ؟
قالت: لا.
قال: فَانَّهُ مَا اقُولُ لَک 2
«از أمیر المؤمنین علیه السلام روایت است که فرمود:
روزى فاطمه علیها سلام او را بر قیام و اقدام و نهضت تحریض و ترغیب مىنمود، ناگاه شنید که مؤذن مىگوید: اشهَدُ أنَّ مُحَمّداً رَسُولُ اللَه.
أمیر المؤمنین به او گفت: اى فاطمه! دوست دارى که این ندا و دعوت از روى زمین برچیده گردد؟
گفت: نه
حضرت فرمود: این همانست که من بتو گفتهام»
بارى حضرت فاطمه وصیت نموده بود که نه تنها أبوبکر بلکه دخترش عائشه نیز بر او نماز نگزارد. در «اسد الغابة» در شرح حال حضرت فاطمه بعد از وصیت آن حضرت راجع به کیفیت ساختن نعش و وصیت به أسماء، بنت عُمَیس گوید: فلمّا تُوُفِّیتْ جآءت عآئشةُ فمَنَعَتْها أسْمآءُ، فَشکتْها عآئشةُ إلى أبىبکرٍ و قالَتْ: هذه الخَثْعَمیةُ تَحول بینَنا و بینَ بنتِ رسولِ اللَه صلَّى اللَه علَیه [وءَالِه] و سلَّم. فوقَف أبوبکرٍ علَى البابِ و قَال: یا أسمآءُ! ما حَمَلک علَى أن منعتِ أزواجَ النّبىِّ صلَّى اللَه علَیه [وءَالِه] و سلَّم أن یدخُلنَ علَى بنتِ رسولِ اللَه صلَّى اللَه علَیه [وءَالِه] وَ سلَّم و قَد صنَعتِ لها هَوْدَجًا؟ قالتْ: هى أمرَتْنى أن لا یدخلَ علَیها أحدٌ و أمرَتْنى أن أصنَعَ لها ذلک. قَالَ: فاصْنَعى مَا أمَرَتْک. و غسَّلها علىٌّ و أسمآءُ . 3
- مناقب ابن شهرآشوب ج ١ ص ٣٨٢ طبع سنگى
- شرح نهج البلاغه (٢٠ جلدى) ج ١١ ص ١١٣
- «اسد الغابة» طبع دار إحیاء التّراث العربى، ج ٥، ص ٥٢٤

