اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحلیل معنای خیر و شر به بیانی روان و شیوا

17٬150
گروه علمی
عقايد و کلام

عارف بلندپایه و حکیم بی بدیل حضرت علامه آیة اللَه حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی قدّس اللَه سرّه در سخنرانی های خویش که برای مردم بیان می ‌کردند گاه دقیق‌ترین معانی غامض حکمت و عرفان را به بیانی ساده و روان مطرح می نمودند، باشد که ناآشنایان به اصطلاحاتِ سنگین و فنی نیز با این حقایق آشنا شوند. در ذیل یکی از بیانات ایشان در خصوص مسئله خطیرِ خیر و شر تقدیم طالبان معارف و پویندگان حقیقت می‌گردد.

تحلیل معنای خیر و شر به بیانی روان و شیوا

30
  • نظّام می گوید: إنّ عُمرَ ضَرَبَ بَطنَ فاطمةَ علیها السّلامُ یومَ البَیعةِ حتّى ألقَتِ المُحسنَ مِن بَطنِها. و کان یصیحُ: أَحرِقوها بمَن فِیها. و ما کانَ فى الدّارِ غیرُعلىٍّ و فاطمةَ و الحَسنِ و الحُسینِ . 1 

  • «در روزى که مى‌خواستند أمیرالمؤمنین را براى بیعت به مسجد ببرند، عمر به شکم فاطمه زد، بطورى که جنین فاطمه: محسن سقط شد. و عمر فریاد می زد: این خانه را با هر کس که در آن هست آتش بزنید! در حالى که در خانه غیر از علىّ و فاطمه و حسن و حسین کس دیگرى نبود.»

  • ابن أبى الحدید میگوید: ثُمّ دخلَ عمر فقال لِعلىٍّ: قُم فبایعْ! فَتَلکأَ و احْتبسَ ، فأخذ بیده فقال: قُمْ! فأبَى أن یقومَ، فحملَه و دفعَه کما دفعَ الزُّبیرَ حتّى أمسَکهما خالدٌ و ساقَهما عمر و مَن مَعه سوقًا عنیفًا، و اجتمعَ النّاسُ ینظُرون و امتَلأتْ شَوارِعُ المدینة بالرِّجال. و رأتْ فاطمةُ ما صنع عمرُ، فصَرختْ و وَلوَلتْ واجتَمع معها نسآءٌ کثیرٌ مِن الهاشمیات و غیرِهنّ، فخرجتْ إلى باب حُجرتها و نادتْ: یا أَبَابَکرٍ! ما أَسْرَعَ ما أَغَرْتُمْ عَلَى أَهْلِ بَیتِ رَسُولِ  اللَه! وَ  اللَه لَا أُکلِّمُ عُمَرَ حَتَّى أَلْقَى  اللَه! 2 

  • مى‌گوید: «سپس عمر داخل خانه على شد و گفت: اى على برخیز و بیعت کن! على خوددارى کرد و امتناع ورزید. عمر دست او را گرفته کشید و گفت: برخیز! على از برخاستن إبا کرد. عمر او را به شدّت از جاى خود بلند کرده و با شتاب به بیرون رد کرد، همچنانکه زبیر را قبلًا با شتاب از جاى خود بلند نموده و به بیرون رد کرده بود. خالد بن ولید، على و زبیر را نگاهداشته و عمر و أفراد دیگرى که با آنها بودند على و زبیر را به شدّت با کمال قهر و سختى به طرف مسجد سوق مى‌دادند، و مردم همه جمع شده تماشا مى‌کردند و کوچه‌هاى مدینه از مردم پُر شده بود.چون فاطمه کردار عمر را نگریست، فریاد زد و وِلوله کرد و جماعت‌ بسیارى از زنان هاشمیه و غیر هاشمیه با فاطمه اجتماع نمودند. فاطمه خارج شد و درِ حجرۀ خود ایستاد و فریاد برآورد: اى أبابکر! چقدر زود از روى نخوت و حمیت جاهلى بر اهل بیت رسول خدا حسد ورزیدید! سوگند به خدا که من با عمر تکلّم نخواهم کرد تا خداى خودم را ملاقات کنم!»

    1. «ملل و نِحل» شهرستانى، طبع اوّل- مصر، ج ١، ص ٧٣
    2. در «شرح نهج البلاغة» طبع دار إحیاء الکتب العربیة، ج ٢، ص ١٩، و نیز در ج ١، ص ١٢٤، این مطلب را آورده است.
/ 688