
مهر درخشان: بررسی شخصیت علمی و عرفانی ایت اللَه سید محمد محسن حسینی طهرانی
نمایی اجمالی از شخصیت علمی و عرفانی حضرت آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللَه سرّه
مهر درخشان: بررسی شخصیت علمی و عرفانی ایت اللَه سید محمد محسن حسینی طهرانی
12از آنكه به نفس ابتلائات و مصائب آن روز و پس از آن بينديشيم، بايد به نحوه و كيفيّت بروز و ظهور اين مسائل فكر كنيم، و بايد ببينيم چه عاملى موجب شده است كه اين حادثه در طول تاريخ بشريّت از ساير حوادث ممتاز و مجزّا گردد، و چه حقيقتى در بطن و سرّ اين قضيّه نهفته است كه تمام اولياى الهى و ائمّه معصومين عليهمالسّلام هميشه ما را دعوت به ذكر و اقامه و شرح و بيان اين واقعه عظما و حادثه منحصر به فرد در تاريخ نمودهاند؟1
علّت اينكه عاشوراء، عاشوراء شد و از ساير حوادث ممتاز شد اين است كه وقايع در اين روز به نحوى اتّفاق افتاد كه تمام صفات و اسماء الهيّه در اين روز از وجود آن حضرت به منصّه ظهور درآمد؛ مسأله فقط مسأله شهادت نبود، كيفيّت قضايا و حوادث و بيان مطالب و نحوه عمل آن حضرت و رعايت ظرايف و لطايف عالم تربيت و تزكيه و تذكيه، تماماً از وجود آن حضرت متجلّى شده بود.
و به عبارت ديگر: اگر اين قضيّه بدون حضور آن حضرت انجام مىگرفت و سررشته تدبير و اداره آن را فرد ديگرى همچون حضرت أبىالفضل العبّاس و يا حضرت علىّ اكبر عليهماالسّلام به دست مىگرفت، ديگر عاشوراء نبود، بلكه هويّت ديگرى مىيافت و خصوصيّات متفاوتى با اين مسأله پيدا مىكرد، گرچه نفس حوادث و ابتلائات فرقى نمىكرد؛ يعنى اگر همان زدن و كشتن و تشنگى و كوبيدن و قطعهقطعه كردن و انواع بلايا وارد كردن را ما در آن مشاهده نماييم، باز مسأله فرق داشت. در اينجاست كه ما متوجّه مىشويم سرّ مسأله در اين است كه زمام حوادث در روز عاشوراء بايد فقط به دست امام معصوم عليهالسّلام باشد تا عاشوراء، عاشوراء شود و بر صفحه تاريخ تا ابد چون خورشيد بتابد و ديگران را به دنبال خود بكشاند و از اقيانوس بىكران فيض خود همه را سر مست و سيراب نمايد.
و به همين جهت است كه هيچ واقعهاى نظير عاشوراء نخواهد شد و اين اسم را بر غير آن واقعه گذاردن خطاى محض است؛ چنانچه به فردى غير از امام حسين عليهالسّلام حسين گفتن باطل و خرافه است، امام معصوم را نبايد به غير او تسرّى داد، و گفتن علىّ زمان و يا حسين زمان صددرصد غلط و موجب عقبات و تبعات است.
سیدالشهداء در جریان کربلا به دنبال احیای ارزشهای انسانی، ملکوتی، نورانی و ربوبی بود؛ بهدنبال تکلیف بود، نه نتیجه عمل.2 ایشان عزیزان خویش را فدا کرد تا ما در تحت ولایتش حرکت کنیم؛ تا وسوسهکنندگان از شیاطین و اهلدنیا نتوانند انسان را احاطه کنند و موجب انحراف شوند. 3
مرتب توصیه میفرمودند که باید به رویِ دیگر سکه قضیه عاشورا توجه داشته باشیم. چرا سیدالشهداء را فقط در فرورفتن نوک پیکان و تیر در قلب و پیشانی میبینیم؟! به گفتۀ زینب کبریٰ که در جواب ابنزیاد گفت: «ما رأیتُ إلّا جمیلاً» نیز توجه داشته باشیم؛ به جریان عشق و تسلیم و رضای سیدالشهداء نیز توجه داشته باشیم؛ به ولایت و امامت آن حضرت که چگونه مُجری اسماء و صفات پروردگار است، نیز توجه داشته باشیم. سفرهای که سیدالشهداء گسترانده، برای همه گسترانده است؛ چه برای حرّ و چه برای عمر سعد. او برای همه امام است و همه را دستگیری میکند و راهگشای همه است.4 امام حسین در دل همۀ مکاتب هست و ولایتش در همۀ افراد مکاتب دیگر، جریان دارد و دست به هدایت میزند و راه باز میکند؛ یکی مسیح را در چهرۀ امام حسین میبیند و دیگری موسی را مشاهده میکند. امام حسین به فطرت کار دارد نه به انتسابات ظاهری؛ به روزنههای قلوب انسانها که بهسوی خداست، کار دارد. 5
در این شکی نیست که گریه برای امام حسین مایۀ نزول رحمت و باعث ریختن گناهان است، اما چرا ایشان را فقط برای همین مسئله بخواهیم؛ ایشان را برای دستگیری و وصل به معرفت و وصول به همان افقی که خود در آن افق قرار دارد، باید خواست. باید خود را در همان حال و هوای عاشورا و کربلاء و
- . اسرار ملکوت ج 2 ص 179
- . شرح حديث عنوان بصری، جلسه 228.
- . رساله عمره مفرده، ص۶۴.
- . رجوع شود به شرح دعای ابوحمزه ثمالی سنه 1438، جلسه 10؛ شرح حدیث عنوان بصری، جلسه۲۲۴، ص۱۳؛ شرح دعای ابوحمزه ثمالی سنه ۱۴۳۴، جلسه ۵.
- . شرح حدیث عنوان بصری، جلسه220.
