
تعيين وقت ظهور وارد نمودن افراد است در عالم وهم و خيال
تعيين وقت ظهور وارد نمودن افراد است در عالم وهم و خيال
4در اينجا ايشان سكوت كردند و ديگر هيچ صحبتي نكردند و ما هم خداحافظي كرده از منزل بيرون آمديم.
پس از خروج از منزل، آن رفيق ما كه بسيار مشتاق زيارت اين عالم بود روكرد به من و گفت: فلاني حالا ميفهمم كه پدر تو چه حقّ بزرگي بر گردن ما دارد و ما از آن بكلّي غافليم. او كجا و اينها كجا! صحبت او كجا و مطالب اين جماعت كجا! هدايت و ارشاد او كجا و مسائل و رهنمودهاي اينها كجا! انسان تا بعضي از مسائل را با چشم خود نبيند باور نميكند.
من رو كردم به آن شخص و گفتم: من حيا كردم به آن عالم محترم بگويم كه خود حقير از شما وقت خاصّي را جهت ظهور حضرت شنيدم و الآن سالهاست كه از آن تاريخ ميگذرد و هنوز ظهور محقّق نشده است؛ آيا اين صحيح است؟ و مگر مطلب ديگري وجود ندارد كه ما بيائيم و به اين مطالب بپردازيم؟ و مردم را گيج و گنگ و پا در هوا در عالم تخيّل و اوهام رها سازيم و با وعدههاي سر خرمن عمر و وقت آنان را به انتظار واهي و بياساس بگذرانيم؟ و هر وقت كه از آن وعده تخلّف شد بگوئيم بدا حاصل شده است و دوباره وعده ديگري و بدائي ديگر، إلي آخره ...
عزيز من بدا حاصل نشده است و هيچ مسألهاي تغيير پيدا نكرده است، بلكه جهل و بياطّلاعي اين افراد اثبات شده است. چه كسي از شما خواسته به اين اموري كه هيچ ارتباطي به شما ندارد وارد شوي و خلقي را در حيرت و سرگرداني قرار دهي؟ مانند فردي ديگر و عالمي ديگر در يكي از شهرستانها كه به مردم وعده ميداد كه پس از جنگي كه در منطقه در گرفته است حضرت ظهور خواهند كرد، و وقتي خلاف آن ثابت شد گفته بود: بدا حاصل شده است، و موعد را به وقت ديگري موكول نموده بود. و عجب از اين خلق عوام و بيتدبّر و بيادراك كه هنوز به اين سخنها دل خوش ميكنند و هنوز پاي صحبت اينان مينشينند، و با اينكه دروغ و خلافش ثابت شده است باز دست از سر اينها برنميدارند و از دور اين افراد كنار نميروند!
