
تعيين وقت ظهور وارد نمودن افراد است در عالم وهم و خيال
تعيين وقت ظهور وارد نمودن افراد است در عالم وهم و خيال
6«و به تحقيق كه اين قرآن كريم در مرتبه و حقيقت كتاب اصلي در نزد ما داراي مقامي بس شامخ و بلند مرتبه و متقن است.»
و يا از آن به لوح محفوظ تعبير شده است، در مقابل لوح محو و اثبات، مانند آيه شريفه:
﴿بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجيدٌ *في لَوْحٍ مَحْفُوظٍ﴾1
«بلكه او قرآني است داراي مجد و عظمت كه در لوح محفوظ ثابت ميباشد»
در اين مرتبه هيچ تغيير و تحوّلي و محو و اثباتي وجود ندارد، بلكه همه اشياء بصورت علميّه خود در علم ازلي حقّ ثابت و لا يتغيّر خواهند بود، و هر تغيير و تحوّلي كه در عالم مادّه رخ دهد، و يا به تعبير بعضي از روايات در صورت عيني اشياء به ارادۀ حضرت حقّ بدا حاصل شود مربوط به علم ما و محدوديّت سعۀ وجودي ما نسبت به إشراف عوالم ربوبي و سلسلۀ علل وقوعي اشياء است نه مربوط به علم حقّ و ارادۀ حقّ، و الاّ لازمه خلاف اين مسأله اثبات جهل و عدم اطّلاع علمي حضرت حقّ نسبت به ارادههاي متعاقب در كيفيّت وجود خارجي اشياء است.
بداء انكشاف جهل ما ميباشد نسبت به روند فاعلي سلسله علل در عالم خارج
بنابراين اگر ما در روايات مشاهده ميكنيم كه در فلان مسأله، مثلاً در امامت موسي بن جعفر عليهما السّلام و يا امامت حضرت عسكري عليه السّلام بدا حاصل شده است، اين نه به اين معني است كه در علم ازلي حضرت حقّ اوّل قرار بود امامت به غير اينها برسد، بعد خدا به جهتي از جهات و بواسطه بروز مصالحي و ظهور اشيائي تغيير اراده و خواست داد و ارادهاش بر امامت اين دو امام تعلّق گرفت؛ اينها همه كفر است و جهالت و ضلالت. ارادۀ پروردگار در مرحلۀ تكوّن كه مانند ارادۀ ما نيست كه معلول و مسبّب از تصوّر موضوع و رعايت جوانب و شرائط و مصالح آن و شوق و رغبت بسوي تحقّق و سپس عزم مؤكّد بر فعل باشد، بلكه نفس اراده حقّ مساوي با تحقّق خارجي آن است و اين سلسلۀ مذكوره علّيّه اشياء خارجي در وجود حقّ معني ندارد.
- سوره البروج (85) آيه 21 و22
