
تعيين وقت ظهور وارد نمودن افراد است در عالم وهم و خيال
تعيين وقت ظهور وارد نمودن افراد است در عالم وهم و خيال
7بدا بمعناي انكشاف حقيقتي است خلاف آنچه قبلاً متوقّع و منتظر بوده است. وقتي رسول خدا صلّي اللَه عليه و آله و سلّم عدد ائمّه پس از خود را تك تك به اسم برميشمرد و يك يك هر كدام را با ذكر خصوصيّات براي اصحاب خود بيان ميكند، ديگر چطور ميتوان تصوّر كرد كه بدائي براي آنها رخ دهد و مسألهاي تحقّق يابد كه نفس مقدّس رسول اكرم از آن بياطّلاع بوده است؟!
پس بداء يعني جهل ما نسبت به روند فاعلي سلسلۀ علل در عالم اعيان و خارج. و امّا براي امام عليه السّلام بدا معني ندارد، زيرا علم امام عليه السّلام ناشي از حقيقت ولايت است و ولايت امام عليه السّلام چنانچه ذكر شد عين ولايت حضرت حقّ است؛ و ولايت كه قابل تخلّف نيست چنانچه علم حضرت حق قابل تخلّف نميباشد.
ولايت يعني سيطره و هيمنه و اعمال تكويني حضرت حقّ بر جميع عالم وجود؛ و بر اين اساس نفس اين إعمال و فعليّت اراده امكان ندارد از حقيقت علميّه ازليّۀ حقّ تعدّي و تجاوز نمايد. و لهذا ولايت امام عليه السّلام نيز امكان ندارد از مسير و ممشاي علم كلّي و ازلي حقّ تخلّف حاصل نمايد؛ بلكه امام عليه السّلام با إعمال ولايت خود همان صورت علميّه كلّيّه حقّ را به منصّه ثبوت و ظهور خارجي و مصداقي در ميآورد، و اين مسألهاي است فوقالعاده ظريف و دقيق و عميق.
و از اينجا معلوم ميگردد كه امام عليه السّلام هيچ خواست و ارادهاي غير از تحقّق ارادۀ پروردگار طابق النّعل بالنّعل ندارد، و به اندازۀ سر موئي غير از خواست و ميل و ارادۀ حقّ چيزي در وجود او راه پيدا نمينمايد. و امّا افراد ديگر كه علم ناقص آنها در مراتب بسيار پائين از سلسلۀ علل و اسباب تكويني عالم وجوداند، و فقط نسبت به عالم برزخ و مثال (آن هم با ديد ناقص و ضعيف نه كامل و عميق) و نسبت به بعضي از مراتب عالم برزخ اطّلاع حاصل مينمايند، تصوّر ميكنند كه مطلب تمام است و هر آنچه را كه ديدهاند (حال در خواب و يا در مكاشفات) قطعاً صورت خارجي پيدا خواهد كرد؛ غافل از اينكه حقيقت عالم برزخ و مثال و صورت در آخرين مرتبه از مراتب سلسلۀ علل واقع است، و احتمال دارد صورتي را كه اين فرد ديده است صورتي باشد كه هنوز از نقطه نظر ثبوت و علّيتِ تامّه جهت نفوذ و اعمال در عالم مادّه به مرتبه فعليّت تامّه و كمال صوري نرسيده باشد، و هنوز براي رسيدن به اين مرتبه احتياج به فعّاليّت و اعمال علل مافوق خود را دارد؛ درحاليكه خدا ميداند در آن عوالم ربوبي بواسطه ظهور علل و اسباب و مقدِّرات چه تصادمات و چه فعل و انفعالات و چه تغيير و تحوّلاتي رخ ميدهد تا يك قضاء كلّي به قضاء محتوم و مُبرم تنجّز پيدا كند.1
- اسرار ملکوت، ج2، ص ٢٢٧.
