
عدم تنافی علم ائمه علیهم السلام به زمان و مکان شهادت خود با مفاد آیه «ولاتلقو بأیدیکم الی التهلکة»
عدم تنافی علم ائمه علیهم السلام به زمان و مکان شهادت خود با مفاد آیه «ولاتلقو بأیدیکم الی التهلکة»
4امّا در ملاک بعد، از دست دادن جان و نفس، یعنی تحصیل رضای پروردگار، یعنی فوز و رستگاری، یعنی رسیدن به مقام تجرّد و رضوان، یعنی عبور از بوادی نفس امّاره و اوهام و تخیّلات، یعنی پشت پا زدن به هر چه ما سوی اللَه است، یعنی ورود در عالم بهاء و عظمت حقّ، یعنی ختم پرونده به سعادت و فلاح؛ چنانچه أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: فُزتُ و رَبِّ الکَعبَة،1 و سیّدالشّهداء علیه السّلام فرمود: إنِّی لا أرَی المَوتَ إلاّ سَعادَةً ولا الحَیوةَ مَعَ الظّالِمِینَ إلاّ بَرَما.2
بنابراین با تحوّل ملاک دیگر چه جای شکّ و تردید در احتمال ضرر است که انسان را ملزم به اجتناب کند. کسی که به یک بیماری مهلکی گرفتار شده است آیا برای رهائی از آن هیچ فکر میکند که چرا باید میلیونها صرف کند و این اموال را به جیب افرادی دیگر بریزم و بیخود و بیجهت بر باد دهم؟ یا اینکه تفکّر عاقلانه و خرد پسندانه اقتضا میکند که هر چه در راه سلامتی و بهبود سلامتی و تندرستی خرج و صرف نماید ارزش و اعتبار دارد و این یک حکم عقلی و مبنای عقلائیه است و اگر چنین نکند مورد مذمّت عقل و عقلاء واقع میشود. بنابراین چنانچه امام علیه السّلام و یا ولیّ الهی و یا حتّی افراد عادی به نحوی از این گونه مطالب درباره خود باخبر شدند از آنجا که این واقعه را یک تقدیر و مشیّت امضاء شده از ناحیه پروردگار میدانند، دیگر از نقطه نظر شرعی تکلیف برداشته شده و به جای آن تکلیف و حکم دیگری جایگزین میشود که آن عبارت از استقبال آن حادثه و واقعه با طیب خاطر و رضایت تام و تسلیم کامل نفس است.
بنابراین اینکه وقوع در خطر چه از نظر عقلی و چه از نظر شرعی موجب وجوب پرهیز و احتراز است به جهت این است که آن باعث اتلاف و نابودی انسان و اضمحلال آن است و امّا اگر موجب تحصیل رضا و مشیّت الهی گردد خود عین سعادت و فلاح و رستگاری است و نه عقلاً و نه شرعاً محذوری در این اقدام نمیباشد.
- المناقب، ج ٣، ص ٣١٢.
- همان مصدر، ج ٤، ص ٦٨؛ لمعات الحسین علیه السّلام، ص ٤٥.
