
چگونه ائمه اطهار با وجود دارا بودن مقام عصمت مطلقه به خود نسبت گناه می دهند
چگونه ائمه اطهار با وجود دارا بودن مقام عصمت مطلقه به خود نسبت گناه می دهند
5ثانیاً: امام علیه السّلام میتواند به نحو دیگری اظهار عجز و مسکنت و ذلّت در قبال کبریائیّت و جلال پروردگار بنماید، و نیازی به استفاده از این تعابیر ندارد تا موجب شبهه و تشویش اذهان و تردید در حقیقت ولایت بین افراد گردد؛ چنانچه در بسیاری از ادعیه و آثار مأثوره از ائمّه علیهم السّلام این نکته به چشم میخورد.
پاسخ دوم و نقد آن : امام علیه السلام خود را نماینده سایر افراد و گناه کاران قرار می دهد
برخی نیز گفتهاند: منظور امام علیه السّلام از مقام تکلّم، شخص خود او نیست، بلکه خود را نماینده سایر افراد و گناهکاران قرار میدهد و از طرف و ناحیه آنها با پروردگار به مناجات و راز و نیاز برمیخیزد؛ مثل حاکم و سلطانی که در ارتباط با سایر ملل و دُوَل، خود را نماینده ملّت و مردم سرزمین خویش به حساب میآورد و کلام خود را حکایتاً از طرف کلام ملّت، به مخاطبین القاء میکند.
این توجیه نیز ناموجّه است؛ زیرا:
کسی که خود را مبرّیٰ از این اوصاف میداند، چگونه با این تعابیر خود را در زمرۀ اهل فسق و فجور قلمداد میکند؟ متکلّم در مقام نمایندگی از طرف فرد یا افرادی که در یک جهت یا جهات متعدّده اشتراک در عنوان و اتّصاف دارند، اگر خود متّصف و معنون به آن جهت و جهات نباشد، نباید به گونهای سخن بگوید که مخاطب او را همرأی و هممرام و همسلیقه با آن افراد قلمداد کند؛ و در این عبارات دقیقاً بر خلاف این روش سخن گفته شده است. و اگر در مقام نمایندگی، خود را در زمرۀ سایرین میپندارد و از جمله آنان میشمرد، باز اشکال و نقد در اینجا نیز مطرح خواهد شد؛ چنانچه این نکته در بسیاری از ادعیۀ مأثوره از معصومین علیهم السّلام رعایت شده است؛ مثلاً در مناجات و دعای حضرت صاحب الأمر عجّل اللَه فرجه الشّریف به پروردگار عرضه میدارد:
