
چگونه ائمه اطهار با وجود دارا بودن مقام عصمت مطلقه به خود نسبت گناه می دهند
چگونه ائمه اطهار با وجود دارا بودن مقام عصمت مطلقه به خود نسبت گناه می دهند
8ولی ملائکه از آنجا که خلقتشان به مادون مرتبه ذات برمیگردد؛ یعنی نشأت آنها در مرتبه علم و قدرت ربوبی تحقّق یافته است، طبعاً از چنین جامعیّتی برخوردار نخواهند بود؛ و انتهای سیر طولی آنها، در همان مرتبۀ نشأت آنان خواهد بود، نه بیشتر؛ و فناء ذاتی برای آنان متصوّر نمیباشد.
لازمه ارتباط با ماده وعالم طبع حدوث غرائز و ملکات موافق با آن می باشد
و امّا تفاوت دیگر، از جهت انتهاء خلقت در نشئه شهادت و عالم طبع است. بدین صورت که نفس و روح آدمی، پس از پیدایش و شکلگیری، به حسب ظرفیّت وجودی هر فرد، در تنزّل به مراتب اسماء و صفات، به ادنی العوالم که همین عالم مادّه و طبع میباشد، تعلّق پیدا نمود؛ و به واسطه این تعلّق، به قالب جسمانی و مادّی ارتباط حاصل کرد؛ و لازمۀ این ارتباط، حدوث غرائز و صفات و ملکاتِ مُسانخ و موافق با این عالم، همچون غریزه شهوت، جهت استمرار و بقاء نسل؛ و یا غضب، جهت دفاع در مقابل مانع از حیات و تأمین مصالح بقاء و حبّ و رأفت و امثال آنها میباشد.
عدم تفاوت میان ائمه با سایر افراد در تاثر از خصوصیات عالم کثرت و ماده
و در این مسأله فرقی بین افراد مختلف با درجات متفاوته نمیباشد؛ یعنی همانطور که لازمه وجود انسان در این عالم، وجود غریزه شهوت و غیره است، و بدون این غریزه استمرار حیات به مخاطره خواهد افتاد، تمایل به جنس مخالف و تعلّق به جنس مخالف در نهاد هر فرد از افراد بنیآدم نهادینه شده است، چه این تمایل در افراد عادی و بشرِ متعارف باشد، یا در اولیاء و معصومین علیهم السّلام؛ و همانطور که ما از بوی خوش لذّت میبریم و از سیمای زیبا مبتهج میشویم و از صدای موزون منبسط میگردیم، امام علیه السّلام نیز همانند ما از این امور بهرهمند میشود؛ و همانگونه که افراد عادی از زن و مرد از همآغوشی با یکدیگر لذّت میبرند و طالب استمرار آن میباشند، اولیاء خدا نیز همینطورند؛ و همانگونه که آلام و ابتلائات دنیوی روح و جسم ما را میآزارد، آنان را نیز آزرده خواهد کرد؛ و بر این قیاس ...
