استمرار آثار روزه
11حال باید به خاطر سبز شدن علفها ما انسانها خوشحال بشویم. آیا آنهایی که سه ماه پیش علفهایشان سبز شده، آنها باید سه ماه قبل جشن بگیرند و آنهایی که در مناطق سردسیر هستند و سه ماه بعد علفهایشان در می آید، آنها باید آن موقع جشن بگیرند؟ مگر در کشورهای منطقه ای جنوبی گردش خورشید به عکس نیست؟ مثلا الان که ما در ماه هشتم هستیم و داریم رو به سرما می رویم، مناطق جنوبی یعنی مناطقی که جزء اقیانوس اطلس و دریای آتلانتیک جنوبی هستند، آنها الان به سمت گرما حرکت می کنند. پس آنها نوروزشان کی است؟! آنها نوروزشان یک ماه پیش بود آنها باید جشن بگیرند، نوروز ما اول نوروز است و نوروز آنها یک ماه پیش است، ببینید چه شیر تو شیر است و چه مسائلی است. همۀ اینها برای چه چیز است؟ همۀ اینها به خاطر این است که ما آمدیم عقل خودمان را به تخیلات سپرده ایم.آیا هنگامی که علف در می آید ما باید خوشحال بشویم یا آن بز باید خوشحال بشود و از درخت بالا برود اما بجای آن، ما بالا و پایین می پریم؛ یعنی مقام و موقعیت خودمان را به اندازه یک حیوان تنازل دادیم. واقعا عجیب است .
من روزنامه اش را دارم، در زمان شاه وقتی که این نخست وزیر می آمد با آن هیکل دویست کیلویی خودش و آن وضعیت کذایی اش از روی آتش می پرید و آن عبارات بسیار زشت و پست را که در شأن یک انسان عادی نیست چه برسد به اینکه یک فرد سیاستمدار و یک فردی که به روی حرفهایش حساب می کنند، من واقعاً بر انسانیت تاسف می خوردم، که ببینید این مملکت و جریانات سیاسی آنرا چه افراد و افکاری می گردانند و چه عقولی اینها در صدد رشد و رقاء ملت این مملکت هستند.
آن کسی که بر اساس این تخیلات بیاید و بخواهد سنن باستان را احیاء کند،آنوقت چگونه ممکن است او بتواند یک مملکت و یک ملت را در راه صلاح معنوی و رشد، نه صلاح ظاهری و شکم و سایر تفریحات و تلذّذات و اینها قرار دهد. همۀ افراد می توانند از عهدۀ مسایل ظاهری بربیایند، افتادن در مسیر تنوعات و تلذّذات و اینها کاری ندارد، مسئله ای نیست، اما آن فردی که بیاید و صلاح معنوی و رشد فکری و علمی و معنوی نفوس افراد را مدّ نظرقرار بدهد، با این تخیّلات و توهّمات چگونه جور در می آید و چگونه می شود این قضیه رشد پیدا بکند؟.

