استمرار آثار روزه
22حال به همین ملاک وقتی انسان می آید و می بیند رفیقش دارد فکر می کند و در حال تفکر است نباید به او سلام کند، و او را از آن حال و هوا بیرون بیاورد.
که چی؟ که من آمدم. خُب بیخود آمدی. بنشین سر جایت وساکت باش. و به عنوان مثال هنگامی که در جلسۀ سکوتی وارد می شود؛ بگوید: سلام علیکم، سلام علیکم. همه چیز را اصلاً به هم می ریزد.
نه آقا جان وقتی وارد یک جا می شوی، می بینی اینجا جای تفکر است، جای تأمل است، آرام و بدون صدا برو بنشین، در را هم نمی گذاری صدای قرچ، قروچش در بیاید، که آنهم تمام حواس را به هم می ریزد.
تاکید مرحوم قاضی به سکوت برای سالکین الی اللَه
مرحوم قاضی می فرمودند: برای سالک حالاتی است که یک تَق حالش را از بین می برد و دیگر آن حال بر نمی گردد. یک صدا، چنین اثری دارد. این برای چیست؟
این برای این است که نفس در آن موقع در ارتباط با ملکوت از هر چیزی به سکوت بیشتر احتیاج دارد. پس حالا فهمیدیم چقدر سکوت مهم است. حالا وقتی رفتیم دیدن رفیق بلافاصله شروع نکنیم و بگوئیم از أخبار چه خبر داری.
نه آقا هر چیزی پیش آمد، آن هم مفید و خوب، خوش آمد، واگر هم صحبتی نشد، ما دیگر خودمان هل ندهیم. اگر پنج دقیقه فرض کنید به سکوت بگذرد انگار سقف به سرمان خراب می شود. حتما یک چیزی باید بگوئیم. مثلاً؛ آقا این چراغها چقدر زیاد است، یک مقدار از آنها را خاموش کنید. ویا مثلا هوا گرم است و... . بالأخره یک چیزی باید گفته بشود. متوجه شدید
وقتی که انسان صحبت می کند، نوار نیست. معانی این گفتار به صورتهای مثالی خودش می آید در نفس و قرار می گیرد و بعد صورت ظاهریش از دهان انسان خارج می شود، و آن صورت باطنی کار خود را می سازد. یعنی وقتی که من دارم صحبت می کنم، همین طور که حرف نمی زنم اول یک معانی در ذهنم می آید، منتها آنقدر سریع هست که تصوّر بر این است که این مطالب خیلی زود و بدون تفکر می آیند.

