اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حضرت أبوالفضل علیه السلام كعبه أولياء

15٬613

حضرت أبوالفضل علیه السلام كعبه أولياء

3
  • ٢) روزى مرحوم والد معظّم علامه سيّد محمّد حسين حسينى طهرانى- أفاضَ اللَه علينا من بركات تربته- نقل مى‌فرمودند كه:

  • براى ديدن و عيادت از مرحوم علامه امينى- رضوان اللَه عليه- به منزل ايشان در طهران رفته بوديم، درحاليكه قبل از ما يكى از آقايان معمَّمين و مشهور از سادات كه منزلشان نزديك منزل مرحوم امينى بود نيز به ملاقات ايشان رفته بود. در اثناء صحبت اين فرد معمّم و سيّد رو مى‌كند به مرحوم امينى و مى‌گويد: آقا! اين علىّ كه شما اينقدر سنگ او را به سينه مى‌زنيد مگر چه كرد در اسلام؟ غير از اينكه فقط يك عدّه‌اى را كشت و تفرقه در صفوف مسلمين بوجود آورد، كار ديگرى هم كرد؟! نعوذ باللَه از اين همه جهالت و ضلالت! و شما كه اينقدر به ابوبكر و عمر مى‌تازيد آنها چه كردند؟ جز خدمت به اسلام و مسلمين و بسط عدل و انتشار اسلام در سرزمينهاى دوردست و عمل به دموكراسى و اخذ آراء براى انتخاب حكومت و حاكم؟ و آيا به صرف يك اختلاف در سليقه و عدم هماهنگى با علىّ در مورد خلافت بايد آنها را منكوب و مطرود و ملعون نمود؟ و اين همه آثار خير و بركاتى كه از آنها به جامعه مسلمين رسيده است را ناديده گرفت؟

  • مرحوم امينى بى‌نهايت از اين حرفها ناراحت و عصبانى مى‌شود ولى جوابى به او نمى‌دهند. آن شخص باز به صحبت خود ادامه مى‌دهد و مى‌گويد: آقا اين محبّت و دوستى اهل بيت كه شما آن را لازمه ايمان و قبولى اعمال مى‌دانيد اصلًا چه ضرورتى دارد؟ و اگر ما مثلًا نسبت به حضرت أبا‌الفضل عليه السّلام محبّت و ارادت نداشته باشيم به كجاى دين ما آسيب مى‌رساند؟

  • مرحوم امينى كه ديگر طاقتش طاق و صبرش لبريز شده بود، با وجود كسالت شديد و عدم توانائى بر جلوس به زحمت خود را بلند مى‌كند و با صداى بلند درحالي كه رگهاى گردنش متورّم شده بود بر سر آن مرد داد مى‌زند كه آقا: به خدا قسم اگر تو به اين بند كفشها و نعلين من كه نوكر أبوالفضل هستم ارادت و محبّت نورزى با رو به آتش جهنّم مى‌افتى و به درك سقوط خواهى نمود.

/ 380