اهمیت مساله حج و فلسفه آن
13و از اينجا معلوم مىشود: اينكه از بعضى علماء نقل شده كه موفّق به تشرّف بيت اللَه نشدهاند و به بهانه عدم استطاعت، خود را از اين نعمت عظماى الهى محروم كردهاند تا اينكه از دنيا رفتهاند چقدر موجب تعجّب و استبعاد است! آيا اينان با وجود اين همه از آشنايان و ارادتمندان و افرادى كه قطعاً مىتوانستند و راغب به بذل مال و تحصيل مقدمات سفر حجّ براى آنها بودند، چطور به خود اجازه دادند كه خود را از انجام اين فريضه فوق العاده مهمّ و حياتى در تربيت و تعالى نفس و استفاده از بركات و انوار نفوس قدسى اولياى الهى و دعوت حضرت إبراهيم خليل عليه السّلام محروم نمايند؟! اينان كه براى سفر به كشورهاى خارج و صرف مبالغ هنگفت جهت مداواى امراض عادى جسمانى هيچگونه ترديدى به خود راه نمىدهند، چطور با اين مسأله حياتى به اين سهولت و بىاهتمامى برخورد نمودند؟ و چه بسا اين عمل را به حساب زهد بسيار و گريز از توجّه به دنيا و قطع علائق آن به حساب آورده و مىآورند؟!
يكى از توصيههاى اميرالمؤمنين عليه السّلام در آخرين لحظات حيات، خالى نگذاردن بيت اللَه بود
در خاتمه مناسب است از وصيّتى كه أميرالمؤمنين عليه السّلام در آخرين ساعات عمر خود به فرزندانش و ساير شيعيان تا روز قيامت درباره حجّ فرمود سخنى به ميان آوريم. حضرت خطاب به امام حسن و امام حسين عليهما السّلام مىفرمايد:
أُوصِيكُمَا بِتَقْوَى اللَه ... وَ اللَه اللَه فِى بَيْتِ رَبِّكُمْ، لَاتُخْلُوهُ مَا بَقِيتُمْ، فَإنَّهُ إنْ تُرِكَ لَمْ تُنَاظَرُوا.1
« شما را به تقوى و پرهيز از مناهى وصيّت مىكنم ... خدا را خدا را در نظر بياوريد درباره خانه پروردگارتان، مبادا هيچگاه آنرا خالى و خلوت بگذاريد؛ بدرستيكه اگر چنين شود بيم آن مىرود كه هيچگاه مورد عنايت و توجّه قرار نگيريد.»
اين وصيّت در اين برهه خاصّ با اين عبارات و مضامين حاوى نكات بسيار با اهميّت و قابل توجّهى است.
- نهج البلاغة، شرح محمّد عبده، ج ٣، ص ٧٧، نامه ٤٧، من وصيّة له عليه السّلام للحسن و الحسين عليهما السّلام لمّا ضربه ابنُ ملجم لعنه الله.

