اهمیت مساله حج و فلسفه آن
16و اين نكته از متون احاديث و اخبار و صريح روايات و آثار از ائمّه هدى صلوات اللَه عليهم أجمعين به خوبى مشهود و هويداست.
درست مانند نماز كه هر چه حضور قلب و توجّه به توحيد و حقيقت عبوديّت در آن بيشتر، به همان ميزان مقبوليّت و تقرّب آن به ساحت قدس اله بيشتر خواهد بود، و تحقّق مسكنت و ذلّت و عبوديّت در قبال حضرت احديّت در وجود مصلّى افزونتر خواهد شد. و هر چه انسان بيشتر به ظواهر صلوة و رعايت قواعد عربيّت و تجويد و لحاظ جودت و تحسين كلمات و عبارات و سجع و قافيه در ادعيه را بنمايد، حظّ و نصيب او از حقيقت صلوة و مقرّبيّت او كمتر خواهد بود. آيا نمازى را كه مولى علىّ عليه السّلام بجاى مىآورد اين چنين بود؟ آيا تمركز و توجّه او به تلفظ صحيح مخرج صاد و عين و ظاء بود؟ اگر چنين بود پس اين حالات عجيب و غلبه جذبات و بوارق الهى، و در نتيجه بروز محو و سستى و عروض حالت اغماء و افتادن به روى زمين و از خود بيخود شدنها از كجا مىآمد؟ و همينطور در ساير ائمّه عليهم السّلام و اصحاب آنها. و چگونه ممكن است شخصى توجّه خود را صرف در تحسين كلمات و عبارات بنمايد و در عين حال تمركز تامّ نسبت به معانى عبارات و ادعيه و اذكار نيز داشته باشد! اين از محالات است.
بلى انسان لازم است بقدر امكان در تصحيح كلمات بر وفق قواعد تجويد و عربيّت اهتمام داشته باشد، امّا نه اينكه اين مسأله بعنوان اصل لايتغيّر و لايتبدّل و غير قابل تشكيك در صحّت و بطلان اصل نماز قرار گيرد؛ بطوريكه اگر فردى عادى در اداء كلمات نماز اختلافى با رعايت موازين تجويد داشته باشد حكم به بطلان نماز او داده و قضاء تمام نمازهايش را بر ذمّه او و ذمّه ولد اكبر پس از مرگ مستقرّ بدانيم!

