یکی از مسائل مورد اختلاف ادیان مسئله طهارت و یا قذارت و نجاست انسان است که علی الخصوص در این ازمنه اخیره مورد دغدغه و کنکاش صاحب نظران واقع شده است مخصوصا در شریعت مقدس اسلام. این مقاله خلاصه کتاب ارزشمند «رساله طهارت انسان» از آیة الله سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس الله سره است که در آن تأملی دوباره و تحقیقی مجدّد در استنباط این مسئله مهم و حیاتی نمودهاند.
طهارت ذاتی انسان
18در روایاتی راجع به استفاده لباسی که به کافر ذمی عاریه داده شده حضرت حکم به جواز نماز در آن بدون شستشو دادهاند. در این بین بعضی از فقها به روایتی از امام صادق علیه السّلام که حضرت حبوب را از بین مأکولات اهل کتاب مجاز دانستهاند بر حرمت استشهاد میکنند بنابر اینکه نجاست حبوبات عرضی بوده و با اصل عدم نجاست مرتفع میگردد!
درحالیکه اكل نفس حبوب يعنى غير مطبوخ از آنها بسيار غريب و غير متعارف است، و مطبوخ آنها نيز با رطوبت دست اهل كتاب قطعاً تماس پيدا مىكند و در اين هيچ شبههاى نيست؛ بنابراين روايت ظهور تامّ در طهارت دارد، اگر نگوئيم تصريح بر آن است.
در روایتی دیگر از امام صادق علیه السّلام حضرت صریحا پس از نهیهای متوالی از طعام اهل کتاب، اجتناب را منحصرا بر این اساس قرار میدهند که در ظروفشان شراب و گوشت خوک میخورند!1
در اين روايت تصريح بر طهارت ذاتى آنان است. همچنین در روایتی حضرت جواز وضوء از ظرفی که یهودی از آن آب خورده بیان میدارند!
يكى از ادلّه بر طهارت اهل كتاب جواز ازدواج با آنها مىباشد، و روايات در اين باب از حدّ تواتر خارج است.
از اين روايات صحيحة السّند چنانچه پيداست شرعاً منعى وجود ندارد، ولى كراهت از باب اختلاط و مسائل روحى و تأثيرات و تأثّرات مىباشد.2
لفظ «لاينبغى» و «لايحلّ» در روايات نكاح با مشركين به جهت تأثيرگذارى اخلاق و آداب مشركين بر اولاد مسلمانهاست نه نجاست آنها از اين روايات با تصريح بر جواز تزويج كتابيّه استفاده مىشود كه مقصود و غايت از كراهت ازدواج مسلمين با اهل كتاب تأثير اخلاق و منش آنها بر ازواجشان بواسطه مزاوجت مىباشد، و الاّ صرف ازدواج با آنها هيچ مشكلى بوجود نخواهد آورد چنانچه در مورد بُلْه (ابلهان و کمعقلان) از آنان حكم به جواز تصريحاً ذكر شده است.
شكّى نيست كه در ازدواج مخصوصاً در صورت دوام، مسأله اختلاط و تماسّ زوجين با يكديگر به دو طريق حاصل مىشود:
- عَن إسماعيلَ بنِ جابِرٍ قالَ: قُلْتُ لِأَبِى عَبْدِاللَهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا تَقُولُ فِى طَعَامِ أَهْلِ الْكِتَابِ؟ فَقَالَ: لَاتَأْكُلْهُ! ثُمَّ سَكَتَ هُنَيْئَةً، ثُمَّ قَالَ: لَا تَأْكُلْهُ! ثُمَّ سَكَتَ هُنَيْئَةً، ثُمَّ قَالَ: لَاتَأْكُلْهُ و لَاتَتْرُكْهُ! تَقُولُ: إِنَّهُ حَرَامٌ، وَلَكِنْ تَتْرُكُهُ تَنَزُّهاً عَنْهُ، إِنَّ فِى آنِيَتِهِمُ الْخَمْرَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ.
- عَن أبىعَبدِاللَهِ عَلَيهِ السَّلامُ فِى الرَّجُلِ الْمُؤْمِنِ يَتَزَوَّجُ الْيَهُودِيَّةَ وَ النَّصْرَانِيَّةَ، فَقَالَ: إِذَا أَصَابَ الْمُسْلِمَةَ فَمَا يَصْنَعُ بِالْيَهُودِيَّةِ وَ النَّصْرَانِيَّةِ؟ فَقُلْتُ لَهُ: يَكُونُ لَهُ فِيهَا الْهَوَى، قَالَ: إِنْ فَعَلَ فَلْيَمْنَعْهَا مِنْ شُرْبِ الْخَمْرِ وَ أَكْلِ لَحْمِ الْخِنْزِيرِ؛ وَ اعْلَمْ أَنَّ عَلَيْهِ فِى دِينِهِ غَضَاضَةً.

