اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن

21٬746

امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن

16
  • اين بود حال بنى اسرائيل، و به خدايى که جان من بدست اوست سوگند، يا اين است که امر به معروف و نهى از منکر مى‌کنيد و يا اينکه در اثر ترک آن خداوند اشرار شما را بر شما مسلط مى‌کند، آن وقت است که حتى دعاى نيکان شما هم در حقتان مستجاب نمى‌شود.

  • و به خدايى که جانم بدست اوست، يا اين است که امر به معروف و نهى از منکر نموده و دست ظالم را گرفته و به قدرت هر چه تمامتر به طرف حق سوقش مى‌دهيد و يا اين است که خداوند پاره‌اى از شما را با دل‌هاى پاره ديگرتان مى‌زند.1

  • روایت دوّم

  • و نيز در کتاب الدرّ المنثور است که ابن راهويه و بخارى در وحدانيات و ابن السکن و ابن منده و باوردى در معرفة الصحابه و طبرانى و ابو نعيم و ابن مردويه از ابن ابزى از پدرش نقل مى‌کند که گفت: رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله خطبه‌اى خواند و در آن حمد و ثناى خداوندى بجاى آورد، سپس عده‌اى از مسلمين را نام برده و بر آنها درود خير فرستاد، آن گاه فرمود: چه ميشود اقوامى را که همسايگان خود را علم و ادب و احکام دين ياد نمى‌دهند، و آنان را به احکام دين آشنا نمى‌سازند، امر به معروف و نهى از منکرشان نمى‌کنند؟ و چه مى‌شود مردمى را که از همسايگان خود علم و ادب و احکام دين نمى‌آموزند، و به اين وسيله خود را آشناى به احکام دين و متفطن به آن نمى‌سازند؟ سوگند به آن خدايى که جانم بدست اوست يا اين است که همسايگان را ياد مى‌دهند و از آنان ياد مى‌گيرند، يا خود متفطن مى‌شوند يا اين است که من خود قبل از آنکه خداوند در قيامت عقوبتشان کند در دنيا عقوبت خواهم کرد، آن گاه از منبر فرود آمده و به منزل تشريف برد.

  • اصحاب آن حضرت با هم به گفتگو پرداخته و از يکديگر مى‌پرسيدند غرضش از اين کلام چه کسى بود؟! و غالباً جوابى که در ميان ايشان به گوش مى‌خورد اين بود جز «اشعريين» کسى بنظر ما نمى‌رسد، آنهايند که خودشان عالم و فقيه‌اند و همسايگانشان مردم جفاپيشه و نادانند. اين گفتگو و سؤال و جوابها به گوش اشعريها رسيد جمعى از ايشان براى تحقيق قضيه و اينکه آيا روى سخن رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله با ايشان بوده يا نه، شرفياب حضور رسول اللَه شده و عرض کردند:

    1. الدرّ المنثور، ج ٢، ص ٣٠٠ به نقل ترجمه تفسير الميزان، ج ٦، ص ١٢٢.
/ 613