
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
19پس هر که مرا بپذيرد و به قبولِ حقّ قبول کند، پس خداوند سزاوارتر است به حقّ. و هر که مرا در اين امر ردّ کند و قبول ننمايد، پس من صبر و شکيبائى پيشه مىگيرم، تا آنکه خداوند ميان من و ميان اين جماعت، حکم به حقّ فرمايد؛ و اوست که از ميان حکم کنندگان مورد اختيار است.
و اين وصيّت من است به تو اى برادر! و تأييد و توفيق من نيست مگر از جانب خدا؛ بر او توکل کردم، و به سوى او بازگشت مىنمايم. و سلام بر تو و بر هر که از هدايت پيروى نمايد. و هيچ جنبش و حرکتى نيست، و هيچ قوّه و قدرتى نيست؛ مگر به خداوند بلند مرتبه و بزرگ».1
چند نکته قابل توجه
نکته اوّل: بطلان سکوت در مقابل ظلم
الف) بطلان سکوت طبق موازين عقلی
بطور کلّى اصل اساسى در موازين و مستقلّات عقليّه اتّباع از حقّ و تطبيق جميع امور حيات بشر و حرکات و سکنات و نحوه ارتباطات جمعى و فردى و اشتغال به امور دنيا و آخرت و تکميل نفوس مستعدّه به مرتبه فعليّت و کمال بر اساس اين ملاک و اين محور مىباشد. حقّ بعنوان محور براى جميع استنباطات عقلى و قوانين فطرى است و جميع مرتکزات فطرى بشر و سرمايه خدادادى پروردگار که در ضمير انسان و فطرت او نهادينه شده است بر محوريّت اين اصل قرار دارد. مثلًا لزوم صدق و قبح و حرمت عقلى کذب، بر محوريّت انطباق گفتار با واقع و عدم انطباق با واقع است. و به عبارت ديگر انطباق گفتار با تحقّق امر خارجى يا عدم تحقّق آن و عدم انطباق گفتار با اين دو اصل معيار صدق و کذب خواهد بود.
و حقّ در اينجا به معنى نفس وجود آن قضيّه خارجى يا عدم وجود آن است جداى از ارزشمند بودن يا نبودن آن قضيّه. صادق فردى است که کلام او با محکىّ خارجى آن مطابقت کند و کاذب فردى است که گفتار او با محکىّ آن مطابقت ننمايد.
- لمعات الحسين علیه السّلام، ص ١٥.
