
آیا هدف اسلام فقط برقراری عدالت و امنیت ظاهری و آرامش اجتماعی است؟
آیا هدف اسلام فقط برقراری عدالت و امنیت ظاهری و آرامش اجتماعی است؟
3حال باید دید که این آیین در ابتدای تولّد خود به چه منظور و قصد و سلیقهای تشکیل شده است و چه اهداف و مقاصدی در پشت این سنّت وجود داشته است.
تغییر و تحوّل در اندیشه و فکر جامعه، اوّلین رسالت انبیا و زعمای دین
و از اینجاست که ما به وظیفه و رسالت انبیای الهی و زعمای دین پی میبریم و متوجّه میشویم که: هدف و مقصد آنان صرفاً برقراری عدالت و امنیّت ظاهری و آرامش اجتماعی و دستورات عبادی نبوده است؛ بلکه در مرحلۀ اوّل، رسالت آنها به تغییر و تحوّل فکر و اندیشۀ جامعه، و حذف و محو انحرافات فکری و باورهای سنّتی ـ که در قبال فرهنگ و اندیشۀ توحیدی و الهی میتواند بایستد و مقاومت کند ـ بازمیگردد.
البتّه پر واضح است که درک این مطلب تنها از عهدۀ افرادی برمیآید که مشام جان و شمیم روانشان به حقایق عطرآگین منابع وحی و ملاکات شرع، مأنوس و مألوف شده است؛ و الاّ تصوّر نشود که هر ناپخته و خامی که چند ورقی از منابع و مصادر شرع رقم زده است بتواند به چنین حقیقتی واصل آید و از حاقّ و متن واقع سر برآورد و مبانی نورانی وحیانی را استقصاء کند و به آن اندیشۀ والا دسترسی پیدا نماید. آری:
نه هرکه چهره بر افروخت دلبری داند *** نه هرکه آینه سازد سکندری داند نه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تند نشست *** کلاهداری و آیین سروری داند هزار نکتۀ باریکتر ز مو اینجاست *** نه هرکه سر بتراشد قلندری داند ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه *** که لطف طبع و سخن گفتن دری داند1 عدم جواز طرح مبانی دینی و حقایق شرعی از افراد غیر صالح
در اینجا باید صراحتاً عرض کنیم: مسئولیّت عواقب و پیامدهای ناموزون جهالت و عدم ادراک و اطّلاع صحیح جامعه نسبت به مبانی و آموزههای دینی، بر عهدۀ کسانی است که بدون آمادگی و استعداد کافی و ناپختگی در مسائل دینی، زبان به طرح مسائل و مبانی دینی گشاده و یا قلم در ابلاغ و اظهار حقایق شرع دوانیده، مردم را از راه به بیراهه و از صراط مستقیم به انحراف و اعوجاج میکشانند، و یا آنکه خدای ناکرده با علم و اطّلاع از قضایا و مسائل وحیانی، به جهت مصالح دنیوی و منافع چند روزۀ گذرا، با فرهنگ و آیین باطل مردم همراهی و همرأیی مینمایند!
- دیوان حافظ، غزل ٢٢١.
