
ساعات و لحظات آخر حیات پیامبراکرم1
ساعات و لحظات آخر حیات پیامبراکرم1
6و دروغ میگوئید که بتوانید ما را مجبور کنید که او را به شما تسلیم نمائیم و ما براى پاسدارى و نگهدارى او آغشته به خون در خاک نیفتیم، و فرزندان و زنهاى خود را در راه او فراموش ننمائیم!»
تا میرسد به این بیت که میگوید:
و مَا تَرْک قَوْمٍ لَا أبَا لَک سَیداً ** یحُوطُ الذّمَارَ فِى مِکرّ وَ نَائِلِ1
«اى بى پدران! سبب آن چیست که قومى و گروهى سید و سالار خود را ترک کرده اند؟ سید و سالارى مثل محمّد که پیوسته متعهّد در حمایت و حفظ حقوق ذوى الحقوق و ذوى الحمایت است، در مرّات عدیده و کرّات کثیره، در کارهاى معروف و پسندیده؟!»
و علاّمه امینى پس از دو بیت : وَ أبْیض، وَ یلُوذُ بِهِ الْهُلاّک این بیت را هم اضافه دارد:
و مِیزَانُ عَدْلٍ لَا یخِیسُ شَعِیرَةً ** وَ وَزّانُ صِدْقٍ وَزْنُهُ غَیرُ هَائِلِ2
«محمّد ترازوى عدلى است که به قدر وزن یک دانه جو انحراف ندارد و میزانگر راستینى است که وزن او صحیح بوده و به هیچ وجه در آن جاى نگرانى نیست.»
از این مطالب روشن میشود که رسول خدا صلى اللَه علیه وآله به حضرت أبوطالب کمال علاقه را داشته است، و به شعرش کمال توجّه و عنایت را داشته است، اما در این وهله و مرحله خطیر، رسول خدا در بستر مرگ وقایعى را مشاهده میکند که به قدرى نگران کننده است که شعر أبوطالب فراموش میشود.3
آیا خطرى از آن بالاتر متصوّر است که به رسول خدا نسبت هذیان و یاوه گوئى دهند؟ و براى ریاست و زعامت بر مسلمین، ولىّ والاى دین: علىّ مرتضى سیدالوصیین را که یکى از دو ثقل است، خانه نشین کنند؟ و چون رسول خدا کتف و دوات میخواهد تا امر على را محکم کند، و وصایتش را ـ گذشته از خطبه ها و خطابه هاى شفاهى ـ اینک با دستور أکید کتباً به مردم اعلان نماید، او را منسوب به یاوه سرائى و هذیان گوئى نمایند؟ و با بلند کردن صدا به کفَانَا کتَابُ اللَه و ایجاد مغلطه و هیاهو و اضطراب، جنجال به راه اندازند؟ و رسول خدا را آزرده و دلشکسته نمایند، تا در پى بیست و سه سال تحمّل نبوّت الآن با یک دنیا غم و غصّه، و اندوه و حُزن رخت از جهان بربندد؟
- شرح شواهد المغنى» سیوطى، ج ١، ص ٣٩٥ تا ص.٣٩٨
- الغدیر» ج٧، ص ٣٤٦ از «شرح صحیح بخارى» قسطلانى، ج ٢، ص ٢٢٧، و المواهب اللّدنّیة» ج١، ص ٤٨، و «الخصائص الکبرى» ج١، ص ٨٦ و ١٢٤، و «شرح بهجة المحافل» ج١، ص ١١٩، و «السیرة الحلبیة» ج١، ص ١٢٥، و «السیرة النبویة» زینى دحلان در حاشیه حلبیه، ج١، ص ٨٧، و «طلبة الطالب» ص.٤٢
- و شاهد و دلیل روشن بر آنکه منظور حضرت رسولاکرمصلى اللَه علیه وآله از نخواندن شعر ابوطالب و خواندن این آیه، عطف توجّه مسلمین را به ارتداد و کفر صحابه ریاست طلب بوده است، آنست که در قرآن کریم آیات بسیارى در مقام و شأن و عظمت پیغمبر و مؤمنین واقعى وارد شده است مثل آیه ٢٩، از سوره ٤٨: فتح: محمّدٌ رسول اللَه و الّذین معه أشداء على الکفّار رُحَمَاءُ بینهم تَرَیهِمِ رُکعاً سُجّداً یبتغون فضلاً من اللَه و رضواناً سیماهم فى وجوههم من أثر السّجود ـ تا آخر آیه، و مثل آیه ٢ از سوره ٤٧: محمدصلى اللَه علیه وآله: والذین آمنوا و عملوا الصالحات و آمنوا بما نزّل على محمّد و هو الحقّ من ربّهم کفّرعنهم سَیئَاتهم و أصلح بالَهم. در این صورت چه داعى براى رسول خدا بود که از خواندن این آیات صرف نظر کند و آیهاى را که دلالت بر ارتداد و کفر اصحاب پس از رحلت خود مىکند، بخواند؟
