
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
35حقیقت، نورى در میان نیست مگر از چراغ، و حباب روى آن به هیچ وجه نورى ندارد؛ امّا به حسب تعدّد، نسبت نور زجاجه غیر از نور مصباح است و آن نورى است كه قیام به مصباح دارد و از آن استمداد مىنماید.
و این اعتبار بعینه جارى است در مُمثَّلٌ له یعنى در نور ایمان و معرفت. چرا كه نور ایمان و معرفت به حقّ متعال نورى است مستعار كه بر دلهاى مؤمنان تابیده است و مقتبس مىباشد از نور حقّ متعال؛ به او قیام دارد و از آن استمداد مىنماید.
و محصّل كلام آن شد كه: ممثّلٌ له، نور خداوند است كه بر قلوب مؤمنین اشراق مىكند، و مثَل كه همان مُشبَّهٌ بِه بوده باشد، نورى مىباشد كه از زجاجه واقع بر روى مصباحى كه از روغن جَیدِ صاف شعلهور شده است و در مشكاة قرار داده شده است نشأت گرفته است.
به جهت آنكه نور مصباحى كه از زجاجه اشراق مىكند و مشكاة آن را در خود جمع مىنماید و منعكس مىكند، در نهایت قوّت و جودت بر مستنیرین به آن اشراق مىكند.
(بنابراین، اگرچه مشكاة و چراغدان از نزد خود نورى ندارد) امّا در اینجا در تنویر مصباح و زجاجه مدخلیتش بواسطه آنست كه در بطن مشكات نور مجتمع مىشود و به فضاى اطاق منعكس مىگردد.
و اعتبار بودن روغن چراغ از شجره زیتونه لا شرقیة و لا غربیة، براى دلالت بر پاكى و صافى روغن و نیكو بودن آنست كه در صفا و پاكى نور اشراقشده از شعله آن، و در جودت نور و ضیاء چراغ مؤثّر هستند. زیرا فقره ﴿يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ﴾ (روغنش بهطورى است كه اگر هم آتشى با آن تماسّ نگیرد باز هم درخشنده و نورافزاست.) بر این منظور دلالت دارد.
و اعتبار بودن نور بر روى نور، به جهت دلالت بر تضاعف نور مىباشد،
