
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
240بِهِ﴾؛1 در قبال خدا نباید عناد انجام داد و ایستاد و نباید سرکشی کرد! خدا از همۀ این زلاّت میگذرد و رد میشود، امّا عملی را که انسان انجام میدهد، نباید در آن عمل جنبۀ شرک و دوئیّت باشد. بنابراین شرکی که در اینجا مقصود آیه است، شرک بهعنوان بتپرستی نیست، بلکه شرک در مقام عمل است. یعنی انسان در نفسش غیر خدا را در کار خود شریک قرار بدهد و بهخاطر دنیا به شخصی مراجعه کند.
من تَواضعَ غنیًّا لغِناه فَقد کَفر؛2 «اگر کسی غنی را بهخاطر غنای او تواضع کند، کافر است!»
این شرک مقصود است. تواضع است، امّا تواضع باید برای خدا باشد و نباید برای غنی باشد. اگر برای [غنی باشد] این را خدا نمیگذرد و میگوید: «تو غنی را بهخاطر غنای او تواضع کردی؟! حالا صبر کن!»
مشرک جاهل، یکی از مصادیق استضعاف
شرک، بتپرستی و وثنیّت نیست؛ بلکه شرک این است که شخصی در قبال خدا استکبار و استنکار داشته باشد و در مقابل خدا و حکم الهی بایستد. اگر شخصی از روی نفهمی شرک بورزد یا وثنیّت یا صنمیّت یا امثالذلک داشته باشد، این شخص مستضعف است و مشمول آیۀ استضعاف قرار میگیرد: ﴿إِلَّا ٱلۡمُسۡتَضۡعَفِينَ مِنَ ٱلرِّجَالِ وَٱلنِّسَآءِ وَٱلۡوِلۡدَٰنِ لَايَسۡتَطِيعُونَ حِيلَةٗ وَ لَايَهۡتَدُونَ سَبِيلٗا﴾؛3 مستضعفین کسانی هستند که نمیتوانند، حالا یا مستضعف فکری هستند، یعنی فکرشان استضعاف دارد و یا از نظر ظاهر استضعاف دارند، یعنی نیرو و قوّه ندارند.
- سوره نساء (٤) آیه ٤٨ و ١١٦.
- تفسیر العیّاشی، ج ١، ص ١٢٠؛ تحف العقول، ص ٢١٧؛ کشکول بهائی، ج ٢، ص ٢٩٠؛ کشف الأسرار، میبدی، ج ٤، ص ١٣٣؛ المبسوط، سرخسی، ج ١٦، ص ١١١، با قدری اختلاف در مصادر.
- سوره نساء (٤) آیه ٩٨. ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج ٤، ص ٨٧:
«مگر آن افرادی از زنان یا مردان یا فرزندانی که مورد استضعاف قرار گرفتند و نمیتوانند مهاجرت کنند. خودشان قدرت ندارند، قوّۀ فکری و قوّۀ مالی ندارند، قوّۀ بدنی ندارند. نه میتوانند برای خروج از زیّ کفر و لواء کفر حیلهای کنند و نه میتوانند برای فرار و هجرت راهی پیدا کنند.»
