
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
241چه فرقی میکند بین کسی که بتپرست باشد و بین مسیحی یا یهودی که بهخاطر استضعاف فکری خودشان بر همان وَتیره و نَهَج و عقیدۀشان قرار دارند؟ چه فرقی میکند؟! استضعاف، استضعاف است. یعنی اگر کسی از روی نفهمی ولی واقعاً از روی عقیده و صفایش عمر خودش را به وثنیّت یا صنمیّت گذران کرده، آیا خدا در روز قیامت او را مستحقّ عقاب میکند و میگوید: «تو مشرک از دنیا رفتهای»؟! خب این فرد میگوید: «من نمیدانستم!» همانطور که یهود و نصاریٰ مستضعف هستند، او هم مستضعف است؛ البتّه با فرض استضعاف!
شرک از روی جهالت، مشمول حکم ارتداد نیست!
من خودم زنی را سراغ دارم که مسلمان شده بود و بعد اهل او، او را به مسیحیّت برگردانده بودند و او از اینکه میدید نمیتواند بهواسطۀ عقیده و ایمان خودش در کنار شوهر و بچّههایش قرار بگیرد، همینطور گریه میکرد و میدید که چارهای هم ندارد؛ چون آن دین نمیگذارد که او در کنار [خانوادۀ خود] باشد. خب، آیا این استضعاف ندارد؟! بله، استضعاف دارد. وقتی که [شوهر او] به اینجا آمده بود، خیلیها به او گفته بودند: «زن تو مُرتد شده است و باید از او جدا بشوی!» [شوهر این زن] قضیّه را برای مرحوم آقا نقل میکرد. من همانجا و جلوی مرحوم آقا به او گفتم:
آقا، این زن تو مُرتد نیست و نفهمیده است! بلند شو بهدنبال او برو و بگو عیب ندارد، به همان مسیحیّت بلند شو بیا! این نمیفهمد و از روی نفهمی این کار را کرده است؛ این که ارتداد نیست! ارتداد این است که شخص از روی عناد و غرض [از دین برگردد]!
الآن مشغول [بحث ارتداد] هستم که إنشاءاللَه اگر خداوند به من توفیق بدهد و این مسئله تمام بشود، ما ثابت میکنیم که نود درصد این ارتدادها، اصلاً ارتداد نیست! تمام اینها مسائل و تغییر و تبدّلاتی است که از روی نفهمی و استضعاف و از روی ضعف عقیده، ضعف بُنیه، جوّ و سایر اینها پیدا میشود و با قضیّۀ ارتداد و قتل و إعدام و مسائل و احکام دیگری که بر آن مترتّب است فرق دارد! این زن از روی
