
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
242نفهمی یک تبدّل عقیدهای پیدا کرده و برگشته است؛ به این ارتداد نمیگویند! ولی دیگر کار از کار گذشته بود و این شخص هم رفته بود عیال گرفته بود و خلاصه بچّههای او دیگر اینطور شده بودند.
دوری از حقیقت دین، عامل استضعاف
همۀ اینها بهخاطر دور بودن از آن حقیقت و مغزای دین است. این بهخاطر استضعاف است، و اینکه این شخص شرک ورزیده است، از روی جهالت و استضعاف فکری است؛ دوْر او را گرفتهاند و او را احاطه کردهاند، لذا نمیتواند از عهده بربیاید و قوّت و قدرت علمی و دِماغی ندارد و نمیتواند جواب بدهد.
آقا، ما الآن داریم میبینیم و چرا راه دور و جاهای دور برویم؟! نه آقاجان، درون خود ما هم همین است و ما واقعاً مسئلۀ استضعاف را با تمام وجود احساس میکنیم. وقتی که یک نفر بیاید، دو نفر بیاید، حسن بیاید، حسین بیاید، تقی بیاید، نقی بیاید، [حکم به حق بودن آنها میکنیم]! فلان شخص در فلان جا گفته است: «آقا، دلیل بر اینکه این مسئله حق است، این است که فلان کس تأیید میکند!» آن طرف هم میگوید: «عجیب است! فلان کس که این مطلب را تأیید میکند، خب باید روی آن فکر کرد!» یا اینکه میگویند: «چند نفر این را میگویند و فقط فلان کس چون یک نفر است این را میگوید!» آن طرف هم میگوید: «خب، آنها چند نفر هستند، [بنابراین حق با آنها است]!» ما که تا بهحال این مسئله را نشنیدهایم! مثل اینکه حق هم کِشی و مَنی و کیلویی است و باید باسکول بگذارند و افراد روی کفّۀ آن بایستند تا ببینند ترازو [کدام را سنگینتر نشان میدهد]! آن هم میگوید: «بله، این یکی است و آنها دو تا و سه تا و چهار تا و پنج تا و ده تا و بیست تا هستند، لذا یک مسئلهای هست!» درست شد؟! ولی یک نفر هم میگوید: «نه آقاجان، اگر همۀ دنیا هم برود آنطرف، برود؛ تو ببین حق کجا است!»
معیار شناخت حق در کلام امیرالمؤمنین علیه السّلام
امیرالمؤمنین علیه السّلام واقعاً عجیب میفرماید: «إعرِفِ الحقّ تَعرِف أهلَه!»1
- الأمالی، شیخ مفید، ص ٥؛ روضة الواعظین، ج ١، ص ٣١.
