اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

52٬160
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

229
  • قبول‌کردنِ خلیفه هدیه را و عطا فرمودن، با کمالِ بی‌نیازی از آن هدیه

  • چون خلیفه دید و احوالش رسید***آن سَبو را پُر ز زر کرد و مَزید
  • داد بخشش‌ها و خلعت‌های خاص‌***آن عرب را کرد از فاقه خَلاص
  • 🔹 پس نَقیبی را بفرمود آن قُباد***آن جهانِ بخشش و آن بَحرِ داد:
  • «کاین سَبو پُر زر به دستِ او دهید***چون‌که وا گردد، سوی دِجلَه‌ش بَرید
  • از رهِ خشک آمده‌ست و آن سفر***از رهِ دجلَه‌ش بوَد نزدیک‌تر
  • 🔹 چون به کشتی در‌نشیند، رنجِ راه***خود فراموشش شود آن جایگاه»
  • 🔹 همچنان کردند و دادندَش سَبو***پُر زر و بردند تا دجله دو تو1
  • چون به کشتی در‌نشست و دجله دید***سجده می‌کرد از حیا و می‌خَمید:
  • «کای عجب لطفْ آن شَهِ وَهّاب را***وین عجب‌تر کاو سِتَد آن آب را!
  • چون پذیرفت از من آن دریای جود***آن‌چنان جنسِ دَغَل را زود زود؟!»
  • ----------

  • کُلّ عالم را سَبو دان ای پسر***کآن بوَد از لطف و خوبی تا به سر
  • قطره‌ای از دجلۀ خوبیِّ اوست***کآن نمی‌گنجد ز پُرّی زیرِ پوست‌
  • گنجِ مخفی بُد، ز پُرّی چاک کرد***خاک را تابان‌تر از اَفلاک کرد
  • گنجِ مخفی بُد، ز پُرّی جوش کرد***خاک را سلطانِ اَطلس‌پوش کرد
  • ور بدیدی قطره از دجله‌یْ خدا***آن سَبو را او فَنا کردی فَنا
  • و‌آن که دیدندش، همیشه بی‌خودند***بی‌خودانه بر سَبو سنگی زدند
  • ای ز غیرت بر سَبو سنگی زده***و‌آن سَبو زِ اشْکَستْ کامل‌تر شده‌
  • خُم شکسته، آب از آن ناریخته***صد دُرستی زین شکست انگیخته‌
  • جزوِ جزوِ خُم به رقص است و به حال***عقلِ جزوی را نموده این مُحال‌
  • نه سَبو پیدا در این حالت نه آب***خوش ببین وَ اللٰـهُ أعلَمْ بِالصَّواب‌
  • چون درِ معنی زنی، بازت کنند***پَرِّ فکرت زن، که شَهبازت کنند
    1. دو تو: دو برابر.
/ 17