
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
230پَرِّ فکرت شد گِلآلود و گِران *** زآنکه گِلخواری، تو را گِل شد چو نان نانْ گِل است و گوشت، کمتر خور از این *** تا نمانی همچو گِل اندر زمین 🔹 خاک میخوردیم عمری در غذا *** خاکْ ما را خورد آخِر در جزا1 چون گرسنه میشوی، سگ میشوی *** تند و بَد پیوند و بَد رَگ میشوی چون شدی تو سیر، مُرداری شوی *** بیخود و بیحسْ چو دیواری شوی پس دَمی مُردار و دیگر دم سگی *** چون کُنی در راهِ شیران همتگی؟! آلتِ اِشکارِ خود جز سگ مدان *** کمترک انداز سگ را استخوان زآنکه سگ چون سیر شد سرکش شود *** کی سوی صید و شکاری خوش رود؟! آن عرب را بینوایی میکشید *** تا بدان درگاه و آن دولت رسید در حکایت گفتهایم احسانِ شاه *** در حقِ آن بینوای بیپناه هرچه گوید مردِ عاشق، بوی عشق *** از دهانش میجهد در کوی عشق گر بگوید فقه، فقر آید همه *** بوی فقر آید از آن خوش دَمدَمه ور بگوید کفر، آید بوی دین *** آید از گفتِ شَکَش بوی یقین ور بگوید کژ، نماید راستی *** ای کژی که راست را آراستی کفِّ کژْ کز بحرِ صافی خاستهست *** اصلِ صافْ آن فرع را آراستهست آن کفَش را صافی و مَحقوق دان *** همچو دشنامِ لبِ معشوق دان گشت این دشنامِ نامطلوبِ او *** خوش ز بهرِ عارضِ محبوبِ او از شِکر گر شکل نانی میپزی *** طعمِ قند آید نه نان، چون میمَزی گر بتِ زرّین بیابد مؤمنی *** کی هِلَد او را پیِ سجدهکُنی؟! 🔹 چون بیابد مؤمنی زرّینْ وَثَن *** میبِنَگذارد وِرا بهرِ شَمَن2 بلکه گیرد اندر آتش افکنَد *** صورتِ عاریَّتَش را برکَنَد تا نمانَد بر ذَهَب نقشِ وَثَن *** چونکه صورتْ مانع است و راهزن ذاتِ زَرّش دادِ رَبّانیَّت است *** نقشِ بت بر نقدِ زَر عاریّت است بهرِ کَیْکی تو گلیمی را مسوز *** وز صُداعِ هر مگس مگْذار روز3 بتپرستی، گر بمانی در صُوَر *** صورتش بُگذار و در معنا نِگر مردِ حَجّی؟ همرهِ حاجی طلب *** خواه هندو، خواه تُرک و یا عرب - الحاقی از طبع کلاله خاور.
- الحاقی از نسخۀ ناسخه.
- کَیک: کَک.
