اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

52٬160
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

230
  • پَرِّ فکرت شد گِل‌آلود و گِران***ز‌آنکه گِل‌خواری، تو را گِل شد چو نان‌
  • نانْ گِل است و گوشت، کمتر خور از این***تا نمانی همچو گِل اندر زمین‌
  • 🔹 خاک می‌خوردیم عمری در غذا***خاکْ ما را خورد آخِر در جزا1
  • چون گرسنه می‌شوی، سگ می‌شوی***تند و بَد پیوند و بَد رَگ می‌شوی‌
  • چون شدی تو سیر، مُرداری شوی***بی‌خود و بی‌حسْ چو دیواری شوی‌
  • پس دَمی مُردار و دیگر دم سگی***چون کُنی در راهِ شیران هم‌تگی؟‌!
  • آلتِ اِشکارِ خود جز سگ مدان***کمترک انداز سگ را استخوان‌
  • ز‌آنکه سگ چون سیر شد سرکش شود***کی سوی صید و شکاری خوش رود؟!
  • آن عرب را بینوایی می‌کشید***تا بدان درگاه و آن دولت رسید
  • در حکایت گفته‌ایم احسانِ شاه***در حقِ آن بینوای بی‌پناه‌
  • هر‌چه گوید مردِ عاشق، بوی عشق***از دهانش می‌جهد در کوی عشق‌
  • گر بگوید فقه، فقر آید همه***بوی فقر آید از آن خوش ‌دَمدَمه‌
  • ور بگوید کفر، آید بوی دین***آید از گفتِ شَکَش بوی یقین‌
  • ور بگوید کژ، نماید راستی***ای کژی که راست را آراستی
  • کفِّ کژْ کز بحرِ صافی خاسته‌ست***اصلِ صافْ آن فرع را آراسته‌ست‌
  • آن کفَش را صافی و مَحقوق دان***همچو دشنامِ لبِ معشوق دان‌
  • گشت این دشنامِ نامطلوبِ او***خوش ز بهرِ عارضِ محبوبِ او
  • از شِکر گر شکل نانی می‌پزی***طعمِ قند آید نه نان، چون می‌مَزی‌
  • گر بتِ زرّین بیابد مؤمنی***کی هِلَد او را پیِ سجده‌کُنی؟!
  • 🔹 چون بیابد مؤمنی زر‌ّین‌ْ وَثَن***می‌بِنَگذارد وِرا بهرِ شَمَن2
  • بلکه گیرد اندر آتش افکنَد***صورتِ عاریَّتَش را بر‌کَنَد
  • تا نمانَد بر ذَهَب نقشِ وَثَن***چون‌که صورتْ مانع است و راهزن‌
  • ذاتِ زَرّش دادِ رَبّانیَّت است***نقشِ بت بر نقدِ زَر عاریّت است‌
  • بهرِ کَیْکی تو گلیمی را مسوز***وز صُداعِ هر مگس مگْذار روز3
  • بت‌پرستی، گر بمانی در صُوَر***صورتش بُگذار و در معنا نِگر
  • مردِ حَجّی؟ همرهِ حاجی طلب***خواه هندو، خواه تُرک و یا عرب‌
    1. الحاقی از طبع کلاله خاور.
    2. الحاقی از نسخۀ ناسخه.
    3. کَیک: کَک.
/ 17