اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

52٬160
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

233
  • چون شکوفه ریخت، میوه شد پدید***چون‌که آن کم شد، شد این اندر مَزید
  • تا که نان نشکست، قوّت کی دهد؟!***ناشکسته خوشه‌ای، کی مِیْ ‌دهد؟!
  • تا هَلیله نشکند با اَدویه***کی شود خودْ صحّت‌افزا ادویه‌؟!1
  • در صفتِ پیر و مُطاوِعت‌کردن با او‌

  • ای ضیاءُ الحقّ حُسامُ‌‌الدّین بگیر***یک دو کاغذ بَر‌فَزا در وصفِ پیر
  • 🔹 گر‌چه جسمت نازک است و بس نَزار***بر‌نمی‌آید جهان را بی‌تو کار
  • گر‌چه جسمِ نازکت را زور نیست***لیک بی‌خورشید ما را نور نیست‌
  • گر‌چه مِصباح و زُجاجه گشته‌ای***لیک سَر‌خِیلِ دل و سر‌رشته‌ای
  • چون سرِ رشته به دست و کامِ توست***دُرّهای عِقدِ دل زِ انعامِ توست‌
  • بر‌نویس احوالِ پیرِ راه‌دان***پیر را بُگزین و عینِ راه دان‌
  • پیرْ تابستان و خَلقانْ تیر‌ماه***خَلقْ مانندِ شبَند و پیرْ ماه‌
  • کرده‌ام بختِ جوان را نامْ پیر***کاو ز حق پیر است، نَز اَیّامْ پیر
  • او چنان پیر است  کِش آغاز نیست***با چنان دُرِّ یتیمْ اَنباز نیست‌
  • خود قوی‌تر می‌بوَد خَمرِ کُهُن***خاصه آن خَمری که باشد مِن لَّدُن2‌
  • 🔹 خود قوی‌تر می‌شود خَمرِ قدیم***این کُهَن‌ترْ بهتر ای شیخ عَلیم3
  • پیر را بُگزین که بی‌پیر این سفر***هست بس پُر آفت و خوف و خطر
  • آن رهی که بارها تو رفته‌ای***بی‌قَلاوز اندر آن آشفته‌ای‌
  • پس رهی را که نرفتَه‌سْتی تو هیچ***هین مَرو تنها، ز رهبر سر مَپیچ‌
  • 🔹 هر که او بی‌مُرشِدی در راه شد***او ز غولانْ گُمرَه و در چاه شد
  • گر نباشد سایۀ پیر ای فُضول***بس تو را سر‌گشته دارد بانگِ غول‌
  • غولَت از راه افکنَد اندر گزند***از تو داهی‌تر در این ره بس بُدَند4
    1. تصحیح شده بر‌اساس نسخۀ قونیه. میرخانی: خودْ صحّت‌افزا در ریه.
    2.  سوره النساء آیه 67؛ ﴿در آن هنگام از نزد خویش پاداشی عظیم به ایشان می‌دادیم.﴾
      خمر: شراب. ﴿مِن لَدُن﴾: از نزد (حضرت حق).
    3. الحاقی از نسخۀ ناسخه.
    4. داهی: زیرک.
/ 17