اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

52٬160
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

237
  • 🔹 فرق بسیار است، نایَد در حساب***آن زِ اَهلِ کشف و این زَ اهلِ حجاب
  • 🔹 جهد می‌کُن تا رهی یابی درون***ور نه مانی حلقه‌وار از در برون
  • چون گُزیدی پیر، نازک‌دل مباش***سسُت و ریزیده چو آب و گِل مباش‌
  • ور به هر زخمی تو پُر‌کینه شوی***پس کجا بی‌صیقلْ آیینه شوی؟!‌
  • کَبودی زدنِ قزوینی بر شانه‌گاه و پشیمان شدنْ به‌جهتِ زخم‌

  • این حکایت بشنو از صاحب‌بیان***در طریق و عادتِ قزوینیان‌
  • 🔹 بر تن و دست و کَتِف‌ها بی‌درنگ***می‌زنند از صورتِ شیر و پلنگ
  • بر چنان صورتْ پیاپی بی‌گزند***از سرِ سوزنْ کبودی‌ها زنند
  • سوی دَلّاکی بشد قزوینی‌ای***که: «کَبودم زن، بکُن شیرینی‌ای»‌
  • گفت: «چه صورتْ زنم ای پهلوان؟»***گفت: «بَر‌زن صورتِ شیرِ ژیان‌
  • طالِعَم شیر است، نقشِ شیرْ زن***جَهد کن، رنگِ کبودیْ سیرْ زن‌»
  • گفت: «بر چه موضِعَت صورت زنم؟»***گفت: «بر شانه‌گَهَم زن آن رقَم‌
  • 🔹 تا شود پشتم قوی در رزم و بزم***با چنین شیرِ ژیان در عَزمْ جَزم»
  • چون‌که او سوزن فرو بردن گرفت***دردِ آن در شانه‌گَه مسکن گرفت
  • پهلوان در ناله آمد: «کِای سَنیّ***مر مرا کُشتی، چه صورت می‌زنی؟»‌
  • گفت: «آخرْ شیر فرمودی مرا»***گفت: «از چه عضو کردی ابتدا؟»
  • گفت: «از دُمگاه آغازیده‌ام»***گفت: «دُم بگذار ای دو دیده‌ام‌
  • از دُم و دُمگاهِ شیرم دَم گرفت***دُمگَهِ او دَمگَهم محکم گرفت‌
  • ”شیرِ بی‌دُم باش!“ گو، ای شیر‌ساز***که دلم سستی گرفت از زخمِ گاز»
  • جانبِ دیگر گرفت آن شخصْ زخم***بی‌مُحابا بی‌مُواساییّ و رَحْم‌
  • بانگ زد او: «کاین چه اندام است از او؟»***گفت او: «گوش است این، ای نیک‌خو»
  • گفت: «تا گوشش نباشد ای هُمام***گوش را بُگذار و کوته کن کلام»‌
  • جانبِ دیگر، خَلِش آغاز کرد***باز قزوینی فَغانی ساز کرد:
/ 17