اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

52٬160
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

241
  • شیر گفت: «ای گرگ چون گفتی؟! بگو***چون‌که من باشم، تو گویی ما و تو؟!
  • گرگْ خود چه سگ بوَد کاو خویش دید!***پیشِ چون منْ شیرِ بی مِثل و نَدید»
  • گفت: «پیش آ، ای خری کاو خودْ خرید»***پیشش آمد، پنجه زد او را درید
  • چون ندیدش مغز و تدبیر و رَشید***در سیاستْ پوستش از سر کِشید
  • گفت: «چون دیدِ مَنَت از خود نَبُرد***این‌چنین جان را بباید زار مُرد
  • چون نبودی فانی اندر پیشِ من***فرض آمد مر تو را گردن زدن‌1
  • 🔹 گر‌چه غالب دارم اندر بَذلْ فَضل***گاه‌گاهی هم کُنم از عدلْ فضل»
  • ----------

  • «کُلُّ شَی‌ءٍ هالِکٌ جُز وَجهِ او»***چون نِه‌ای در وَجهِ او، هستی مجو2
  • هر که اندر وجهِ ما باشد فَنا***﴿كلُّ شَيءٍ هالِك﴾ نبوَد وِرا
  • ز‌آنکه در إلّاست او از لا گذشت***هر که در إلّاست او فانی نگشت‌
  • هر که بر درْ او من و ما می‌زند***ردِّ باب است او و بَر لا می‌تَنَد
  • قصّۀ آن کس که درِ یاری بکوفت، گفت: «کیست؟» گفت: «منم»، گفت: «چون تویی، درَت نگشایم که کسی از یاران را نشناسم که من باشد.»

  • آن یکی آمد درِ یاری بِزَد***گفت یارش: «کیستی ای مُعتمَد؟»
  • گفت: «من» گفتش: «برو، هنگام نیست***بر چنین خوانی مُقامِ خام نیست‌
  • خام را جز آتشِ هجر و فِراق***که پَزد؟! که وا رَهاند از نفاق؟!‌
  • 🔹 چون توییِّ تو هنوز از تو نرفت***سوختن باید تو را در نارِ تَفت»
  • رفت آن مسکین و سالی در سفر***در فراقِ دوست سوزید از شَرَر
  • پخته گشت آن سوخته پس باز گشت***باز گِردِ خانۀ اَنباز گشت‌
  • حلقه زد بر در به صد ترس و ادب***تا بِنَجهَد بی‌ادب لفظی ز لب‌
    1. نسخۀ قونیه: فضل آمد مر تو را گردن زدن.
    2.  سوره القصص آیه 88؛ «هر چیزی فانی و نابود است مگر وَجه پروردگار. (جنبۀ رَبّی و الٰهی باقی و ماندگار ا‌ست و جنبۀ وَجه‌الخَلقی که مربوط به استقلال توهّمی موجودات است همه فانی و نابود است.)»
/ 17