
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
241شیر گفت: «ای گرگ چون گفتی؟! بگو *** چونکه من باشم، تو گویی ما و تو؟! گرگْ خود چه سگ بوَد کاو خویش دید! *** پیشِ چون منْ شیرِ بی مِثل و نَدید» گفت: «پیش آ، ای خری کاو خودْ خرید» *** پیشش آمد، پنجه زد او را درید چون ندیدش مغز و تدبیر و رَشید *** در سیاستْ پوستش از سر کِشید گفت: «چون دیدِ مَنَت از خود نَبُرد *** اینچنین جان را بباید زار مُرد چون نبودی فانی اندر پیشِ من *** فرض آمد مر تو را گردن زدن1 🔹 گرچه غالب دارم اندر بَذلْ فَضل *** گاهگاهی هم کُنم از عدلْ فضل» ----------
«کُلُّ شَیءٍ هالِکٌ جُز وَجهِ او» *** چون نِهای در وَجهِ او، هستی مجو2 هر که اندر وجهِ ما باشد فَنا *** ﴿كلُّ شَيءٍ هالِك﴾ نبوَد وِرا زآنکه در إلّاست او از لا گذشت *** هر که در إلّاست او فانی نگشت هر که بر درْ او من و ما میزند *** ردِّ باب است او و بَر لا میتَنَد قصّۀ آن کس که درِ یاری بکوفت، گفت: «کیست؟» گفت: «منم»، گفت: «چون تویی، درَت نگشایم که کسی از یاران را نشناسم که من باشد.»
آن یکی آمد درِ یاری بِزَد *** گفت یارش: «کیستی ای مُعتمَد؟» گفت: «من» گفتش: «برو، هنگام نیست *** بر چنین خوانی مُقامِ خام نیست خام را جز آتشِ هجر و فِراق *** که پَزد؟! که وا رَهاند از نفاق؟! 🔹 چون توییِّ تو هنوز از تو نرفت *** سوختن باید تو را در نارِ تَفت» رفت آن مسکین و سالی در سفر *** در فراقِ دوست سوزید از شَرَر پخته گشت آن سوخته پس باز گشت *** باز گِردِ خانۀ اَنباز گشت حلقه زد بر در به صد ترس و ادب *** تا بِنَجهَد بیادب لفظی ز لب - نسخۀ قونیه: فضل آمد مر تو را گردن زدن.
- سوره القصص آیه 88؛ «هر چیزی فانی و نابود است مگر وَجه پروردگار. (جنبۀ رَبّی و الٰهی باقی و ماندگار است و جنبۀ وَجهالخَلقی که مربوط به استقلال توهّمی موجودات است همه فانی و نابود است.)»
