اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

52٬160
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

249
  • در مُحاق اَر ماهِ نو گردد دو تا***نی در آخِر بَدْر گردد بر سَما؟!
  • گر‌چه دُردانه به هاوَن کوفتند***نورِ چشم و دل شد و دَفعِ گَزند1
  • گندمی را زیرِ خاک انداختند***پس ز خاکش خوشه‌ها بر‌ساختند
  • بارِ دیگر کوفتندَش ز‌آسیا***قیمتش افزود و نان شد جان‌فَزا
  • باز نان را زیرِ دندان کوفتند***گشت عقل و جان و فهمِ سودمند
  • باز آن جان چون‌که مَحوِ عشق گشت***﴿يعجِبُ الزُّرّاع﴾ آمد بعدِ کَشت2‌
  • 🔹 باز آن جانْ چون به حَقْ او مَحو شد***باز مانْد از سُکر و سوی صَحو شد
  • 🔹 عالَمی را ز‌آن صَلاح آمد ثَمَر***قومِ دیگر را فَلاحِ مُنتَظَر
  • این سخن پایان ندارد باز‌گرد***تا که با یوسف چه گفت آن نیک‌مرد
  • طلب‌کردنِ یوسُف علیه السّلام ارمغان از آن مرد بعد از مَقالات

  • بعدِ قصّه گفتنش گفت: «ای فلان***هین چه آوردی تو ما را ارمغان‌؟
  • بر درِ یارانْ تهی‌دست آمدن***هست بی‌گندمْ سوی طاحون شدن»
  • ----------

  • حق تعالیٰ خلق را گوید به حَشر:***«ارمغان کو از برای روزِ نَشر؟
  • ”جِئْتُمونا وَ فُرادیٰ“ بینوا***هم بدان‌سان که ”خَلَقْناکُم کَذا“؟!3
  • هین چه آوردید دست‌آویز را***ارمغانِ روزِ رستاخیز را؟
  • یا امیدِ بازگشتَنْتان نبود***وعدۀ امروزْ باطِلْتان نُمود؟!»4
  • مُنکِری مهمانی‌اش را از خری***پس ز مَطبَخ خاک و خاکستر خَوری‌
  • ور نه‌ای مُنکِر، چنین دستِ تهی***بر درِ آن دوستْ پا چون می‌نَهی؟‌!
  • اندکی صَرفه بکُن از خواب و خَور***ارمغانْ بهرِ ملاقاتش ببَر
    1. نسخۀ قونیه: نور چشم دل شد و بیند بلند.
    2.  سوره الفتح آیه 29؛ ﴿...کشاورزان را به شگفتی آورَد... .﴾
    3.  سوره الأنعام آیه 94؛ ﴿هرآینه شما یکّه و تنها نزد ما آمدید همانطور که شما را در آغاز آفریدیم... .﴾
    4.  سوره المؤمنون آیه 115؛ ﴿آيا پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريديم و اينكه شما به سوى ما بازگردانيده نمى‌شويد؟!﴾
/ 582