
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
111را دارد، این انتظار یعنی چه؟ [آیا این است که فقط بگوییم]: «إنشاءاللَه امام زمان ظهور میکند»؟! نه، اینطور نیست! کسی که انتظار ظهور امام زمان را دارد یعنی الآن خود را سرباز امام زمان میپندارد، الآن خود را مأمور به اوامر امام زمان میبیند. آیا ما خجالت نمیکشیم؟
یک مثال میزنم: اگر امشب امام زمان بیاید به یک نفر از میان ما بگوید: «آقا، شما از فردا مأمور من در میان مردم هستی تا مطالب مرا به مردم ابلاغ کنی»، آیا ما فردا صبحمان با روزهای دیگر فرق نمیکند؟! تا میخواهیم یک خلاف انجام بدهیم [با خود میگوییم]: «ای داد، من امروز مأمور امام زمان هستم؛ مأمور امام زمان که نمیآید خلاف کند.» میگوییم یا نمیگوییم؟! [با خود میگوییم]: «ما از امروز دیگر نائب امام زمان شدیم، ما از امروز دیگر باب شدیم؛ باب مردم و امام زمان شدیم. ما از امروز دیگر وسیله شدیم، ما از امروز دیگر محلّ رفت و آمد شدیم.» مثل عثمان بن سعید، محمّد بن عثمان، حسین بن روح و علیّ بن محمّد سَمُری که این چهار نفر نائب امام زمان علیه السّلام بودند1 و قبرشان هم در بغداد است.2
حالا اگر امام زمان آمد و خواست یکی از ما افراد را نفر پنجم بکند، آیا فردا صبح که میشود پیچ رادیو را باز میکنیم موسیقی گوش بدهیم یا از خودمان خجالت میکشیم؟ از خودمان خجالت نمیکشیم؟! آیا میرویم یک غیبت شخص دیگری را بکنیم؟! آیا میآییم وقتمان را به لهو و لعب میگذرانیم؟! آیا میآییم سخنچینی و نمّامی کنیم؟! و مسائل دیگر!
در این موقعیّت، احساس میکنیم این نیابتی که الآن به ما تفویض شده است، این نیابت مقدّس است، این نیابت ارزشمند است! اگر الآن من این کار را انجام بدهم و شب بروم پیش امام زمان که دستورهای فردا را بگیرم، امام زمان چه نگاهی به من
- رجوع شود به إعلام الوری، ج ٢، ص ٢٥٩ و ٢٦٠.
- رجوع شود به الغیبة، شیخ طوسی، ص ٣٥٨ و ٣٦٦ و ٣٨٦ و ٣٩٦.
