
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
112میاندازد؟ باید یک جوری بروم پیش حضرت که سرم را بالا نگه دارم، پایین نگه ندارم دیگر!
انتظار فرج یعنی این؛ یعنی انسان خودش را در موقعیّتی بیابد که در آن موقعیّت امام زمان حاضر است. آنوقت در یکهمچین وضعیّتی قطعاً انسان با امام زمان محشور است، یعنی صد در صد با امام زمان معیّت دارد؛ میخواهد ظهور حضرت را ادراک بکند، میخواهد ظهور حضرت را ادراک نکند، هیچ تفاوتی ندارد! لذا امام صادق میفرماید: «سواءٌ أدرک الظّهور أو لَو یدرک»؛ چه به ظهور برسد، چه به ظهور نرسد!
حقیقت معنای ظهور در کلام بزرگان
و این همان معنایی است که مرحوم آقا و آقای حدّاد میفرمودند: «انسان نباید بهدنبال ظهور باشد؛ انسان باید بهدنبال وصول به باطن باشد.» حالا دیدید چقدر معنای منطقی است؟ اینکه میفرمودند: «انسان نباید بهدنبال ظهور باشد»؛ یعنی ظهور یک امر ظاهر است، یک امری است که نفس میطلبد: «حالا ببینیم این امام زمان که میآید چه میشود! شمشیر میزند یکی را از اینطرف و یکی را از آنطرف میزند، کشور را دو نصف میکند، سرزمین را چهار قسمت میکند، یک عدّه را در دریا میریزد، یک عدّه را به چاه میاندازد! ببینیم چه میشود؟» چرا بهدنبال این هستیم؟ چرا بهدنبال ظهور امام زمان در دل خود نیستیم که امام زمان بیاید در دل ما ظهور کند؟!
ما چهکار داریم به اینکه حالا امام زمان میآید با امریکا چهکار میکند؟ شاید بیاید و اتّفاقاً سازش هم بکنند؛ ما [نظری] نداریم! این امریکای شیطان بزرگ شاید افراد و مردمش خوب باشند؛ حالا ما به دولتش کار نداریم که دولت خلاف است و ظالم است و چه است، امّا مردمش مثل مردم عادیاند و بالأخره آنها هم بشر هستند، آنها هم فطرت دارند، آنها هم وجدان دارند، آنها هم عقل دارند، آنها هم صداقت دارند.
ضرورت عدم قضاوت براساس ظاهر افراد
الآن اینهمه افرادِ خوب هستند، ولی امریکایی هستند. این دلیل نیست که هر کسی امریکایی شد یک مُهر شیطان چنان بر پیشانیاش بخورد که امام زمان هم نتواند
