
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
130یک مأموریّت پیش میآید، جای خوش آب و هوا بفرستند؛ نهاینکه جاهای گرم و سوزان و داغ! این امیدهایی است که انسان از رئیس یک اداره دارد.
کسی از رئیس اداره امید ندارد که در نماز شبش برای انسان دعا کند، چون معلوم نیست بخواند! مثلاً مسئول یک اطاق بیاید پیش رئیس اداره و بگوید: «قربان، در نماز شبتان ما را دعا کنید!» میگوید: «برو پیِ کارت؛ من نماز صبحم هم قضا میشود!» البتّه این مربوط به زمان شاه است، الآن که اینطور نیست و الحمدللّه همه خوباند! یا اینکه انسان از رئیس اداره امید داشته باشد: «آقا، وقتی که حج میروی در آنجا زیر ناودان طلا ما را دعا کن!» میگوید: «برو آقا، حج چیست؟! شوخیات گرفته است؟! با ما شوخی میکنی؟!» از رئیس اداره همین را میخواهد که عزلش نکند، مرخّصی به او بدهد، ترفیع به او بدهد؛ این مَرجُوّ از این قبیل است!
یا فرض کنید که انسان پیش یک شخص کار میکند و نسبت به آن رئیس امیدوار است. برای چه امیدوار است؟ امیدوار است کارش را فراهم کند، موقعیّتش را بالا ببرد و امثالذلک! یا فرض کنید که انسان گاهی اوقات در هر موقعیّت و شرایط از سن، امیدوار است که بالأخره کار و زندگیاش درست بشود و خلاصه راه بیفتد!
یک وقت مَرجُوّ انسان استاد علمی انسان است؛ انسان به او امید دارد برای چه؟ برای اینکه درس را بهتر به او بگوید، اشکالاتش را جواب بدهد، نسبت به مسائل علمی یک آمادگی بیشتری داشته باشد، آن ظرائفی را که در درس هست بیاید بگوید، اشکالاتی که ممکن است باشد آن اشکالات را بیاید بگوید. این امیدی است که انسان دارد.
این مقولههایی است که وجود دارد و دیگر خودتان مثال بزنید. ما فقط رئیس اداره را گفتیم و بقیّهاش را فاکتور گرفتیم، شما خودتان بقیّهاش را بیایید بگویید.
امّا اینطرفِ ما و مَرجُوّ ما در رجاء از چه مقولهای است؟ آیا رئیس اداره است؟! آیا یک فرد دنیایی است؟! آیا فردی است که اهل زد و بست و کذا است؟! نه، طرف ما حقّ متعال است؛ مَرجُوّ ما حقّ متعال است. طرفِ ما و مَرجُوّ ما عبارت است از: ذاتِ لا یتناهایِ مُفیضِ علیالإطلاق که تمام نیّاتش، تمام عنایات و الطافش
