
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
131و اوامر و نواهیاش، همه حق است و همه صلاح است و عین واقعیّت است! این شخص در مقابل ما است.
عدم امکان درخواست امر خلاف از پروردگار
حالا آیا ما میتوانیم از آن ذاتی که به این کیفیّت در مقابل ما است خلاف بخواهیم و او هم خلاف بدهد؟! دیگر نمیشود! منبابمثال بگوییم: «خدایا، ما را موفّق کن بر اینکه نَعوذُ باللَه نَعوذُ باللَه زنا کنیم!» خدا چه میگوید؟ میگوید: «طرفت را بشناس! خجالت بکش!» یا بگوییم: «خدایا، ما را موفّق کن بر اینکه دزدی کنیم!» میگوید: «ببخشید، این چیزها را باید بروی از کسانِ دیگر یاد بگیری!» از همانها که بنده اوّل گفتم؛ از آنها باید بروی یاد بگیری، آنها راه و رسم و کیفیّتش را به تو یاد میدهند که آب از آب تکان نخورد و خلاصه آنچنان سرِ مردم را کلاه بگذارند که هیچکس نفهمد، آنچنان مال ملّت را بچاپند و بدزدند که کسی نفهمد، آنچنان بیایند همه را سر کیسه کنند و سرِ همه را کلاه بگذارند که بعد از بیست سی سال تازه بفهمیم عجب کلاهی سر همه رفته است! البتّه این مربوط به همان زمان سابق و زمان شاه بود، منظورم آن زمان است.
خدا میگوید: «ما اینطوری نیستیم، خداینکرده از ما دزدی نخواه، از ما سرقت نخواه، از ما رشوه نخواه!» یا بگوییم: «خدایا، مرا موفّق کن به اینکه وقتی مردم در ادارات برای کارها به من مراجعه میکنند از آنها خوب رشوه بگیرم!» الآن که این حرفها نیست! خدا میگوید: «نه، من هیچوقت شما را به این کارها موفّق نمیکنم!» یا بگوییم: «خدایا، من را موفّق کن به اینکه سرِ رفیقم کلاه بگذارم، دروغ بگویم!» خدا میگوید: «در دستگاه ما دروغ نیست؛ در دستگاه ما صدق است!» یا بگوییم: «خدایا، من را موفّق کن بر اینکه نسبت به رفیقم، نسبت به کس و کارم سوء ظن ببرم و برای آنها راههای خلاف بیندیشم و آنها را در چاه بیندازم!» خدا میگوید: «نه!» یا بگوییم: «خدایا، مرا موفّق کن بر اینکه آنچه بر خلاف صلاح من است پیش بیاید!» خدا میگوید: «نه، این کار را هم نمیکنم؛ من تو را موفّق نمیکنم بر اینکه موقعیّتی برای تو پیش بیاید که بر خلاف صلاحت باشد!» التفات کردید؟! میفرماید: «این کار
