
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
134خود تثبیت کن! خدایا، ما را در آن ابتلائاتی که برای ما پیش میآوری ثابت کن! خدایا، ما را در آن تقدیری که برای ما مقدّر کردی پا برجا بدار! خدایا، ما را بر آن مصلحتی که برای ما در نظر گرفتی موفّق کن!» نهاینکه همینطور ساکت بنشینیم و بگوییم: «هرچه خودش میداند!» این «هرچه خودش میداند» در واقع سست بودن نسبت به قضیّه است! یک شخص که میداند خدا مستجاب میکند، باید دعا را انجام بدهد و باید این امید را همیشه در خودش زنده نگه دارد.
امید یعنی خواست؛ از خدا مدام بخواهد. «إنّ اللَه یُحبُّ رَجُلًا دَعّاء؛1 خدا دوست دارد که بنده و عبدش دَعّاء باشد، همهاش اهل دعا باشد.» نهاینکه هرجا بنشیند مدام دعا کند، بلکه این حالت خواست در وجودش همیشه مشتعل باشد؛ حالت خواست نسبت به إجراء آن مصلحت. نهاینکه وقتی خدا میگوید: «بنده برای تو این مصلحت را خواستم»، انسان رو کند به خدا بگوید: «میخواهی بده، میخواهی نده!» خدا میگوید: «عجب بندۀ پُر رویی! میگوید: میخواهی بده، میخواهی نده! یعنی تو هیچ خوشت نمیآید؟!» میگوید: «نه دیگر! حالا خودت میگویی اینطور مصلحت است!» او هم میگوید: «اصلاً نمیدهم!» اینکه بگوییم: «میخواهی بده، میخواهی نده» [صحیح] نیست؛ انسان برای رسیدن به آن مصلحت و رسیدن به آن عافیت و رسیدن به آن نقطه باید همیشه نفس خودش را در حال اشتعال و در حال شعلهور بودن نگه دارد؛ آنوقت این میشود عَبدًا دَعّاء. این یک مسئله.
ناشایست بودنِ حالت طلبکاری و معامله گری در قبال پروردگار
مسئلۀ دیگری که در اینجا هست این است که: ما چهکار کنیم؟ بالأخره کارهایی را که ما داریم انجام میدهیم، دستورات و تکالیفی است که برای رسیدن به
- الکافی، ج ٢، ص ٤٧٨:
«عَن أبیالصَّبّاحِ الکِنانیِّ عَن أبیجَعفَرٍ علیه السّلام قالَ: ”إنّ اللَهَ عزّ و جلّ یُحِبُّ مِن عِبادِهِ المُؤمِنینَ کُلَّ عَبدٍ دَعّاء...!“»
ترجمه: «امام باقر علیه السّلام فرمود: ”همانا خداوند عزّوجلّ از میان بندگان مؤمن خویش هر بندهای را که بسیار دعا میکند دوست دارد!“» (محقّق)
- الکافی، ج ٢، ص ٤٧٨:
