
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
135این مطلب، خدا ما را امر کرده است. حالا ما بیاییم و از خدا بخواهیم: «خدایا، در إزاء این کاری که الآن ما داریم انجام میدهیم، ما را به آن حقیقت و به آن مرتبۀ کمالی برسان! خدایا، الآن که ما به حج میرویم و زحمت میکشیم و پول خرج کردهایم، باید این حجّ ما را قبول کنی؛ اگر قبول نکنی نمیشود! حالا که پول خرج کردهایم، زحمت کشیدهایم و خلاصه هفت هشت ده روزی از زن و بچّه دور بودهایم و به زیارت امام حسین و امیرالمؤمنین رفتهایم، در قبالش بایستی که این زیارت ما را قبول کنی و سند ششدانگ بهشت را با هفت تا امضای شهردار و امثال اینها، به طِلق ما دربیاوری!» یا اینکه: «این نمازی که الآن میخوانیم باید پشت بندش ببینیم قضیّه چیست؟ باید یک چیزی نشان بدهی تا بفهمیم مسئله چیست؟» این میشود چه؟ این میشود طلبکارانه؛ این میشود با خدا معامله کردن! خدا از معامله بدش میآید؛ اینکه بندهاش بیاید کاری را انجام بدهد و بگوید: «در إزاء اینکه من این کار را انجام میدهم تو هم باید بهشت را به ما بدهی و اگر ندهی روز قیامت حسابت را میرسم! میآیم جلوی همۀ خلق خدا میگویم: ”من همانی بودم که بلند شدم نماز شب خواندم؛ من همانی بودم که نمازهایم را اوّلِ وقت میخواندم؛ من همانی بودم که پول خرج کردم و به مکّه رفتم؛ من همانی بودم... !“»
خدا فوراً میآید جواب انسان را میدهد: «چه کسی به تو توفیق داد که به مکّه بروی؟ اینهمه مردم پول داشتند، برداشتند به چه مسافرتهایی رفتند؛ اینطرف و آنطرف به لهو و لعب و عیش و عیّاشی و امثال اینها گذراندند، ولی تو آمدی این پول را برای مکّه صَرف کردی؛ چه کسی تو را موفّق کرد؟ اینهمه بودند افرادی که در مجالسی شب را تا صبح به لهو و لعب و عیش و نوش و امثال اینها گذراندند؛ امّا چه کسی تو را موفّق کرد به اینکه بلند شوی و نماز بخوانی و آن خواب را بر خودت حرام کردی؟ چه کسی تو را موفّق کرد؟ اگر من بر چشمانت و بر دلت پردۀ غفلت میانداختم، آیا تو هم بلند میشدی؟! تو هم نماز میخواندی؟!»
ما برای رسیدن به آن مطلوب باید تمام کارها و تمام افعال و تمام نیّات خودمان
