
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
136را بهکار ببندیم؛ امّا اگر بخواهیم بهکار ببندیم که در مقابلش خدا این را به ما بدهد که اگر ندهد طلبکار بشویم، اینطرفِ قضیّه ایراد پیدا میکند. یعنی نماز بخوانیم که اثرش را ببینیم؛ حج انجام بدهیم که اثرش را ببینیم؛ حالا که داریم به کربلا میرویم، باید امام حسین هم از ده فرسخی به استقبال ما بیاید و گاو و گوسفند هم بیاورد زیر پای ما بکُشد؛ حالا که ما به مکّه میرویم و الآن داریم قدمی برمیداریم، در مقابل باید احساس کنیم که: بله، ما را پذیرفتند و خیلی با سلام و صلوات وارد کردند! این خوب نیست؛ این کار میشود تجارت، و عبد که با مولای خودش تجارت نمیکند؛ عبد که از خودش چیزی ندارد.
یک سالک باید از خدا یکطرفه بخواهد: «خدایا، به من بده! خدایا، لطفت را شامل حال من بکن! خدایا، از رحمت خودت به من بده!» و برای رسیدن به این مطلوب هر قدمی را که میداند بردارد، نهاینکه: «حالا که من این قدم را برداشتم، پس باید پشت بندش را هم ببینم؛ چون ما قدم مهمّی برداشتیم!» ای بنده خدا، در همانجا یک آجر میزند زیر پایت همانجا میمانی و تا دو سال پایت زیر گچ میرود و نمیتوانی قدم برداری! چه از خدا میخواهی؟ در کار و زندگیات دو تا پیچ میاندازد، حالا برو تا پنج سال دیگر، ده سال دیگر ببینیم کِی برمیگردی؟ این حرفها چیست؟ ما نباید طلبکارانه از خدا بخواهیم. طلب چیست؟! مگر طلب داریم؟! چه کسی از خدا طلب دارد؟! مگر به خدا سَلَم1 فروختهایم که حالا بخواهیم مطالبۀ قیمتش را بکنیم؟!
ما برای رسیدن به آن مطلوب باید هر عملی را که هست انجام بدهیم، امّا نهاینکه دیگر پشتش چیز دیگری بخواهیم. چرا؟ چون در همان انجام دادنِ عمل، ارادۀ او تعلّق گرفته که انجام بدهیم وإلاّ انجام نمیدادیم! پس از چه کسی طلب داریم؟ اگر بگوییم: «خدایا، ما نماز شب میخوانیم»، یکدفعه از فردا شب، دیگر ساعت زنگ نمیزند؛ خب بلند شو دیگر!
- پیش فروش کردن غلّه و مانند آن، که از نظر فقهی با شرایطی صحیح است. (محقّق)
