
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
139این صوَری که الآن دارند به تو نشان میدهند! این صوَر، صوَر مثال است و تو باید در ملکوت حرکت کنی؛ [امّا از] ملکوت باز ایستادی و تمام این مشاهده و تمام این تصوّرات، همه تصوّراتِ در عامل مثال است و ملکوت تو الآن خراب است؛ لذا یک مسئله پیش میآید و میرود که میرود، بعد دوباره برمیگردد و باز چون اشکال دارد در نهایتِ کار یکمرتبه میبینی یکی از معاندین و مغرضین و دشمنان سَر سخت مرحوم آقا درمیآید و به همان حال هم تمام میشود!
قضیّه چیست؟ این بهخاطر این است که از اوّل با مطالبه آمده است: «من این کار را انجام میدهم که به این برسم؛ اگر نرسم پدرِ خدا را درمیآورم! خیال کرده بنده بیخود شب بلند شوم نماز شب بخوانم، بعد هم ببینم خبری نیست!» خدا میگوید: «خیلی خوب، همین الآن به تو یک مُشت آجیل میدهم، الآن به تو یک مُشت نخودچی میدهم، الآن به تو یک مُشت آب نبات میدهم، ولی دیگر تو را از آن اصلی محروم میکنم!» و آنوقت بلند میشود میآید برای دیگران تعریف میکند و دهان دیگران را هم آب میاندازد: «ما نماز میخوانیم اینطور هستیم! ما نماز میخوانیم آنطور هستیم!» در نماز با حالت بیحالی روی زمین میافتاد و از این قبیل مسائل!
امّا اگر انسان فهم داشته باشد میبیند که اینها همهاش ظاهر است! آن کسی که آرام است، آن کسی که بیسر و صدا است، آن کسی که راه خودش را میرود، نه به اینطرف کار دارد و نه به آنطرف کار دارد، آن کسی که داد و بیداد نمیکند، آن کسی که مدام نمیگوید: «من منم، او آن است»، آن کسی که یک حالی برایش پیدا بشود مدام نمیآید به رخ همه بکشد و آن کسی که اهل حال و هوا نیست، او کارش درست است!
علاّمه طهرانی مصداق استقامت و اراده در عینِ مشاهدات بسیار کم
این را هم به شما بگویم: اتّفاقاً مرحوم آقا از جمله افرادی بود که از این مشاهدات و مسائل خیلی کم داشت؛ خیلی کم و به ندرت! کیفیّت سیْرش اینطور بود، ولی چه بود؟ یک دنیا استقامت، یک دنیا اراده، یک دنیا جدّیت، یک دنیا متانت
