
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
147تلمیذ: راجع به همان حالت عمر در امام شناسی ندارد، در بسط و قبض دارند؛ آنهم فقط دورۀ اوّل چاپ شد!
استاد: بله، دورۀ اوّل دارد. من یادم است بعداً حذف شد؛ چون ایشان در آنجا در حاشیهاش یک عبارتی نوشتهاند که: «این ذیل، چاپ و طبع نشود!» امّا با اینکه نوشته بودند، چاپ کردند. ما این قضیّه را بعد از فوت ایشان متوجّه شدیم و داشت برای این مسئله بلوایی بپا میشد؛ خیلی عجیب بود! بعد ما متوجّه شدیم که این تعمّداً چاپ شده است، با وجود اینکه ایشان تصریح کردند که این چاپ نشود و حتّی با قلم قرمز نوشته شده بود.
بعد همینطور که داشتم به مناسبت نگاه میکردم، میدیدم که واقعاً این مرد چه مسائل و مطالبی را آمده نقل کرده است! یک مسئله و قضیّهای که خیلی عجیب بود، آن کیفیّت استقامت فکری ایشان را میرسانْد که انسان باید در برابر حق هیچگونه کوتاه نیاید؛ هیچگونه!
من راجع به داستان بنیالحسن میدیدم که بنیالحسن افرادی بودند که پروندۀ سیاهی از خود در تاریخ بهجا گذاشتند و تعدّیات و ظلمهایی که بنیالحسن نسبت به ائمّه علیهم السّلام کردند، مایۀ شرم و مایۀ خجالتی است که برای این طایفه باقی مانده است.1 حالا بعضیها نمیتوانند تصوّر کنند و میآیند توجیه میکنند؛ مثلاً سیّد بن طاووس با این جلالت و با این مقام و عظمت و با این مراتب، میآید کارهای بنیالحسن را نسبت به امام صادق توجیه میکند! شما برای چه توجیه میکنید؟! چه کسی به شما یکهمچنین اجازهای داده که توجیه کنید؟! میگوید: «این مطالبی که نسبت به بنیالحسن و امام صادق هست، همه برای تقیّه بوده است.»2 یعنی این نحوۀ تعامل بنیالحسن با ائمّه برای این بوده که یک وقت خلفا خیال نکنند این قضیّه به اینها مربوط میشود.
- جهت اطّلاع بر احوال بنیالحسن، رجوع شود به بحار الأنوار، ج ٤٧، ص ٢٧٠ ـ ٣٠٩.
- رجوع شود به الإقبال، ج ٣، ص ٨٦.
