
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
152آخرت است که طبعاً آن یک پروندۀ مخصوص به خودش را دارد و صحبتِ مخصوص به خودش را دارد که اگر بخواهیم به آنطرفِ قضیّه و به آنطرفِ مطلب بپردازیم، دیگر مطلب خیلی ادامه پیدا میکند که انسان نسبت به مسائل آخرت هم چگونه باید فکر کند؟ انسان نسبت به نعمات و مراتب نعیم و جنّت چگونه باید فکر کند؟ آیا بهشت خواستن از خدا خلاف است یا خلاف نیست؟ آیا درخواست نعمات الهی خلاف است یا خلاف نیست؟ و کلمات بزرگان در اینکه انسان این مطالب را نباید بخواهد، چه مَحملی میتواند داشته باشد؟ درحالیکه در روایات و در ادعیۀ مأثوره، طلب این نعمات حتّی از ائمّه مطرح شده است. در همین دعای بعد از نماز ـ که من نخواندهام و نمیدانم شما میخوانید یا نه ـ دارد: «اللَهمّ... و زَوِّجنی مِن الحورِ العینِ!»1 این مسئلۀ تزویج و این قضیّۀ و زَوِّجنی مِن الحورِ العینِ چه جایگاهی دارد؟ بعضیها حتّی میگویند: «این را هم نباید بگوییم!» یا اینکه فرض کنید آیات قرآن مثل ﴿وَفِيهَا مَا تَشۡتَهِيهِ ٱلۡأَنفُسُ وَتَلَذُّ ٱلۡأَعۡيُنُ﴾2 که دلالت بر اینهمه نعمات بهشت دارد، این در چه وضعیّتی است؟ و چگونه انسان با توجّه به آن مطالبی که از بزرگان شنیده است خود را با این مسائل وفق بدهد؟ فعلاً اینها را برای یک وقت و فرصت دیگر میگذاریم.
نحوۀ درخواست مسائل دنیوی از خداوند در کلام و سیرۀ بزرگان
[یا اینکه]: آنچه را که قدری دربارۀ آن صحبت میشود این است که انسان خواستهای عالم دنیا را به چه نحو بخواهد؟ مثلاً اینکه: «خدایا، صحّت و سلامتی به ما عنایت کن! خدایا، رفع گرفتاری و مرض و شدّت و مضیقه و امثال اینها را از ما بنما! خدایا، سعه در رزق و وسعت در معیشت به ما عنایت کن! خدایا، نسبت به مسائل برای ما فتح باب بفرما! خدایا، مسائل ما را آسان بگذران!» این مطالبی را که
- الکافی، ج ٣، ص ٣٤٤.
- سوره زخرف (٤٣) آیه ٧١. معاد شناسی، ج ٣، ص ١١٦:
«و در آنجا از هرچه نفوس اشتها کنند و چشمان لذّت برند موجود است.»
