
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
1551
واقعاً حضرت سجّاد در آنجا مراتب عرفان انسان را نسبت به پروردگار در مواجهۀ با این حوادث و پدیدهها کاملاً بیان میفرمایند.
چگونگی نیّت انسان در طلب سلامتی از خداوند
خب این صحّت و این سلامتی را که انسان از خدا میخواهد، چه نحوه بخواهد؟ مهم اینجا است! خدایا، مرا سالم بگردان؛ خدایا، به من صحّت بده! «به من صحّت بده» یعنی «به من مرض نده!» این بهاصطلاح نفی نقیض خودش را میکند. اگر اثبات در قضیّۀ ثبوتیّه اثباتِ صادقه باشد، پس آنوقت نقیضش هم باطل میشود، بعد آن رفع نقیض را میخواهد که مرض را در این میان بردار؛ یعنی تو هیچوقت به من مرض نده؛ یعنی اگر به من مرض بدهی، من در یک جایگاهِ خلاف مشیّت مُبرِمۀ
- ← لا جارِحَةٌ تَکَلَّفَتهُ، بَل إفضالًا مِنکَ عَلَیَّ، و إحسانًا مِن صَنیعِکَ إلَیّ!»
اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٢٩٠:
«بار پروردگارا، حمد اختصاص به ذات تو دارد بر نعمت سلامتی که همیشه به آن بهرهمند و متنعّم هستم؛ و باز حمد و ستایش مختصّ تو است بهواسطۀ بیماری و علّتی که در بدن من به وجود آوردی! پس ای خدای من، نمیدانم کدام یک از این دو حالت سزاوار شکر افزون است، و کدام یک از این دو وقت سزاوار ستایش بیشتر تو است؟
آیا هنگام صحّت و سلامتی که رزق پاک و پاکیزهات را بر من گوارا نمودی، و مرا برای تحصیل رضای خودت و جود و فضل انعامت نشاط و ابتهاج بخشیدی، و مرا بهواسطۀ سلامتی و صحّت بدن بر انجام طاعت و بندگیات قوّت و قدرت بخشیدی؟!
و یا در وقت مرض و بیماری، حمد تو را بجای آورم که مرا در بوتۀ آزمایش و خلوص و تطهیر قرار دادی، و بهواسطۀ مرض و ابتلا به تحفههای خاص از جانب خودت سرفراز نمودی که آن، تخفیف لغزشها و خطایایی است که پشت مرا سنگین ساخته است، و پاک گردانیدن نفس من از ورود و آلوده شدن به گناهان است که مرا در خود فرو برده است، و مرا بهسمت توبه و انابه بهسوی خودت متنبّه ساختی، و جهت محو و از بین بردن آثار و تبعات گناهان بهواسطۀ نعمتهای گذشته یادآوری نمودی؟
و در این حالت فرشتگان موکّل بر من، چه اعمال و کردار پاک و خالصی را از من ثبت نکردند! اعمال و طاعاتی را که هیچ قلب و ضمیری فکر آن را نمیکرد، و هیچ زبانی قادر بر توصیف آنان نبود، و هیچ عضوی از اعضا از عهدۀ آن برنمیآمد! بلکه تمام اینها بهجهت اکرام و بخشش تو است بر من و از ناحیۀ عمل کریمانه و احسان تو است بر من!»
- ← لا جارِحَةٌ تَکَلَّفَتهُ، بَل إفضالًا مِنکَ عَلَیَّ، و إحسانًا مِن صَنیعِکَ إلَیّ!»
